ديوان شمس غزل ٨٦٧ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۶۷

  1. وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم تو که صد هزار رحمت بر چشم‌هات باد

G867:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد·در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد
  2. 2 چشمت بیافرید به هر دم هزار چشم·زیرا خدا ز قدرت خود قدرتش بداد
  3. 3 وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم تو·که صد هزار رحمت بر چشم‌هات باد
  4. 4 بر تخت سلطنت بنشستست چشم تو·هر جان که دید چشم تو را گفت داد داد
  5. 5 گفتم که چشم چرخ چنین چشم هیچ دید·سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد

ganjoor: sh867 · public domain