Divan-e Shams Ghazal 875 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۸۷۵

  1. ای شاد آن زمان که درآید وصال تو تا ما ز گنج وصل تو بدهیم وام عید

G875:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 گر عید وصل تست منم خود غلام عید·بهر تست خدمت و سجده و سلام عید
  2. 2 تا نام تو شنیدم شد سرد بر دلم·از غایت حلاوت نام تو نام عید
  3. 3 ای شاد آن زمان که درآید وصال تو·تا ما ز گنج وصل تو بدهیم وام عید
  4. 4 تا آفتاب چهره زیبات دررسید·صبحی شود ز صبح جمال تو شام عید
  5. 5 در یمن و در سعادت و در بخت و در صفا·ای پرتو خیال تو بوده امام عید
  6. 6 ای سجده‌ها به پیش درت واجبات عید·وی دیده خویشتن ز تو قایم خرام عید
  7. 7 جام شراب وصل تو پر کن ز فضل خود·تا کام جان روا شود از جام و کام عید
  8. 8 اندر رکاب تو چو روان‌ها روا شوند·در وی کجا رسد به دو صد سال گام عید
  9. 9 آمد ز گرد راه تو این عید و مژده داد·جانم دوید پیش و گرفته لگام عید
  10. 10 دانست کز خدیو اجل شمس دین بود·این فرو این جلالت و این لطف عام عید
  11. 11 لیکن کجاست فر و جمال تو بی‌نظیر·خود کی شوند دلشدگان تو رام عید
  12. 12 تبریز با شراب چنان صدر نامدار·بر تو حرام باشد بی‌شبهه تو جام عید

ganjoor: sh875 · public domain