Divan-e Shams› Ghazal 875› Beyt 4 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۸۷۵
- تا آفتاب چهره زیبات دررسید صبحی شود ز صبح جمال تو شام عید
G875:4
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 گر عید وصل تست منم خود غلام عید·بهر تست خدمت و سجده و سلام عید
- 2 تا نام تو شنیدم شد سرد بر دلم·از غایت حلاوت نام تو نام عید
- 3 ای شاد آن زمان که درآید وصال تو·تا ما ز گنج وصل تو بدهیم وام عید
- 4 تا آفتاب چهره زیبات دررسید·صبحی شود ز صبح جمال تو شام عید
- 5 در یمن و در سعادت و در بخت و در صفا·ای پرتو خیال تو بوده امام عید
- 6 ای سجدهها به پیش درت واجبات عید·وی دیده خویشتن ز تو قایم خرام عید
- 7 جام شراب وصل تو پر کن ز فضل خود·تا کام جان روا شود از جام و کام عید
- 8 اندر رکاب تو چو روانها روا شوند·در وی کجا رسد به دو صد سال گام عید
- 9 آمد ز گرد راه تو این عید و مژده داد·جانم دوید پیش و گرفته لگام عید
- 10 دانست کز خدیو اجل شمس دین بود·این فرو این جلالت و این لطف عام عید
- 11 لیکن کجاست فر و جمال تو بینظیر·خود کی شوند دلشدگان تو رام عید
- 12 تبریز با شراب چنان صدر نامدار·بر تو حرام باشد بیشبهه تو جام عید
ganjoor: sh875 · public domain