Divan-e Shams› Ghazal 898 ← previous · next →
Divan-e Shams · G898 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۸۹۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G898:1 بانگ زدم من که «دل مست کجا میرود؟»گفت «شهنشه خموش! جانب ما میرود»
- G898:2 گفتم تو با منی دم ز درون میزنیپس دل من از برون خیره چرا میرود؟
- G898:3 گفت که دل آن ماست رستم دستان ماستسوی خیال خطا بهر غزا میرود
- G898:4 هر طرفی کو رود بخت از آن سو رودهیچ مگو هر طرف خواهد تا میرود
- G898:5 گه مثل آفتاب گنج زمین میشودگه چو دعای رسول سوی سما میرود
- G898:6 گاه ز پستان ابر شیر کرم میدهدگه به گلستان جان همچو صبا میرود
- G898:7 بر اثر دل برو تا تو ببینی درونسبزه و گل میدمد جوی وفا میرود
- G898:8 صورت بخش جهان ساده و بیصورتستآن سر و پای همه بیسر و پا میرود
- G898:9 هست صواب صواب گر چه خطایی کندهست وفای وفا گر به جفا میرود
- G898:10 دل مثل روزنست خانه بِدو روشنستتن به فنا میرود دل به بقا میرود
- G898:11 فتنه برانگیخت دل خون شهان ریخت دلبا همه آمیخت دل گر چه جدا میرود
- G898:12 سحر خدا آفرید در دل هر کس پدیدکیسهٔ جوزا برید همچو سها میرود
- G898:13 با تو دلا ابلهیست کیسه نگه داشتنکیسه شد و جان پی کیسهربا میرود
- G898:14 گفتم «جادو کسی!» سست بخندید و گفتسحر اثر کی کند ذکر خدا میرود
- G898:15 گفتم آری ولیک سحر تو سر خداستسحر خوشت هم تک حکم قضا میرود
- G898:16 دایم دلدار را با دل و جان ماجراستپوست بر او نیست اینک پیش شما میرود
- G898:17 اسب سقا است این بانگ درا است اینبانگکنان کز برون اسب سقا میرود
ganjoor: sh898 · public domain