Divan-e Shams› Ghazal 906 ← previous · next →
Divan-e Shams · G906 · 9 beyts
غزل شمارهٔ ۹۰۶
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G906:1 گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شدچو زشت بود به صورت به خوی زشت فزون شد
- G906:2 چون دل سیاه بد و قلب کوره دید و سیه شدچو قازغان تهی بد به کنج خانه نگون شد
- G906:3 چو ژیوه بود به جنبش نبود زنده اصلینمود جنبش عاریه بازرفت و سکون شد
- G906:4 نیافت صیقل احمد ز کفر بولهب ار چهز سرکشی و ز مکرش دلش قنینه خون شد
- G906:5 فروکشم به نمد در چو آینه رخ فکرتچو آینه بنمایم کی رام شد کی حرون شد
- G906:6 منم که هجو نگویم به جز خواطر خود راکه خاطرم نفسی عقل گشت و گاه جنون شد
- G906:7 مرا درونه تو شهری جدا شمر به سر خودبه آب و گل نشد آن شهر من به کن فیکون شد
- G906:8 سخن ندارم با نیک و بد من از بیرونکه آن چه کرد و کجا رفت و این ز وسوسه چون شد
- G906:9 خموش کن که هجا را به خود کشد دل نادانهمیشه بود نظرهای کژنگر نه کنون شد
ganjoor: sh906 · public domain