シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 919 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۱۹

  1. به کوه قاف اگر چه که خوش پرد سیمرغ چو دام عشق ببیند فتد دگر نپرد

G919:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد·که عشق جان و خرد را به نیم جو نخرد
  2. 2 که عشق شیر سیاه‌ست تشنه و خون خوار·به غیر خون دل عاشقان همی‌نچرد
  3. 3 به مهر بر تو بچفسد به سوی دام آرد·چو درفتادی از آن پس ز دور می‌نگرد
  4. 4 امیر دست درازست و شحنه بی‌باک·شکنجه می‌کند و بی‌گناه می‌فشرد
  5. 5 هر آنک در کفش آید چو ابر می‌گرید·هر آنک دور شد از وی چو برف می‌فسرد
  6. 6 هزار جام به هر لحظه خرد درشکند·هزار جامه به یک دم بدوزد و بدرد
  7. 7 هزار چشم بگریاند و فروخندد·هزار کس بکشد زار زار و یک شمرد
  8. 8 به کوه قاف اگر چه که خوش پرد سیمرغ·چو دام عشق ببیند فتد دگر نپرد
  9. 9 ز بند او نرهد کس به شید یا به جنون·ز دام او نرهد هیچ عاقلی به خرد
  10. 10 مخبط‌ست سخن‌های من از او گر نی·نمودمی به تو آن راه‌ها که می‌سپرد
  11. 11 نمودمی به تو کو شیر را چه سان گیرد·نمودمی که چگونه شکار را شکرد

ganjoor: sh919 · public domain