Leer› Libro 1› Los cristianos siguen al visir› Verso 382
M1:382 — موش تا انبارِ ما حفره زدست / وز فنش انبار ما ویران شدست
M1:382
شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: موش تا انبار ما را سوراخ کرده است / و از مکر و حیلهاش، کیسهٔ ما ویران گشته است. معنا: این بیت هشدار میدهد که موشی مکار به انبار وجود ما رخنه کرده و با حیلهاش، حاصل اعمال و طاعاتمان را تباه میسازد.
شرح
مولانا در این ابیات، پیامی عمیق دربارهٔ ماهیت پاداش طاعات و عبادات به ما میدهد. او معتقد است که پاداش اعمال صالح، همچون نماز و روزه و نیکی به خلقالله، نباید به یک حساب بانکی موهوم در آخرت حواله داده شود؛ بلکه این پاداش باید در همین دنیا و در وجود خود ما ذخیره شود و ما را دگرگون سازد. به تعبیر دیگر، اگر «بانکی» وجود دارد که اعمال ما در آن سپرده میشود، آن بانک همین وجود ماست.
من بارها گفتهام که غنا، غنای نفسانی است، نه غنای مالی. شاه آن است که از درون خویش پادشاه باشد، نه آنکه به لشکرها و خزانههایش بنازد. اینها همه اعتباری و متغیرند؛ لشکر ممکن است پشت کند، مال و جمال را یک دزد یا یک تب میتواند از ما بگیرد. اما آنچه آدمی از خود دارد، هیچ کس نمیتواند از او بستاند.
بنابراین، اگر ما در «انبار وجود» خود گندم طاعات میریزیم — نماز میخوانیم، روزه میگیریم، گناهان را رها میکنیم — باید آثار این اعمال در خود ما ظاهر شود. ما باید عوض شویم، از خودخواهیها و «اگوئیسم» خویش فراتر رویم. هم خودمان این تحول را حس کنیم و هم دیگران آن را ببینند. اما مولانا با تأسف میگوید که ما گندم جمعآوری میکنیم، ولی فردا که به انبار میرویم، میبینیم هیچ گندمی نمانده است؛ همه گم شدهاند.
در اینجا مولانا میپرسد: «مینیندیشیم آخر ما به هوش / کین خلل در گندم است از مکر موش؟» آیا نباید به این فکر بیفتیم که یک موشی دزدانه وارد انبار ما شده است؟ این موش با حیلهاش، انبار ما را ویران کرده است. اینجا نقطهٔ عطف سخن مولاناست: «اول ای جان دفع شر موش کن / وانگهان در جمع گندم کوش کن.» یعنی پیش از آنکه به جمعآوری گندم اعمال مشغول شوید، ابتدا باید انبار وجود خود را از دست این موش مکار مستحکم سازید و سوراخها و روزنههای نفوذ آن را ببندید.
این موش، در حقیقت، همان «نفس» آدمی است. بله، در ادبیات دینی، شیطان را دزد و راهزن مینامند، اما مولانا خود میگوید: «نفس و شیطان هر دو یک تن بودهاند / در دو صورت خویش را بنمودهاند.» یعنی نباید تقصیر را صرفاً گردن دیگری انداخت. آدمی قدرتی بینهایت در فریب دادن خویشتن دارد. ما استادانه نقصها را به دیگری نسبت میدهیم و کمالات را به خود. این یکی از همان موشهایی است که به انبار ما رخنه میکند.
اینجاست که روایت پیامبر (صدر صدور) معنا مییابد: «لا صلاة تم الا بالحضور.» هیچ نمازی کامل نیست مگر با حضور قلب. نمازی که بدون حضور قلب خوانده شود، به تعبیر غزالی، صرفاً یک نماز فقهی است که اسقاط تکلیف میکند، اما وجود آدمی را دگرگون نمیسازد و پاداش حقیقی را در خود او ذخیره نمیکند. روزه و حج و هر عمل دیگری نیز چنین است. اگر پس از چهل سال عبادت، پینه بر پیشانی ما بسته شده، اما اثری از تحول و دگرگونی در ما نیست، باید از خود بپرسیم: «گندم اعمال چهلساله کجاست؟» این پرسشی است که هر انسانی، هر روز، باید از خود بپرسد تا از بدل شدن عبادات به تشریفاتی بیمعنی جلوگیری کند.
نکات کلیدی
- پاداش طاعات و عبادات در این دنیا و در درون خود انسان باید ظاهر شود، نه اینکه به آیندهای موهوم حواله گردد.
- غنای حقیقی، غنای درونی و نفسانی است که پایدار میماند، نه مال و جمال بیرونی که زوالپذیرند.
- اگر حاصل اعمال صالح ما ناپدید میشود، باید به جای شکوه، به دنبال «موش» مکار درون خود بگردیم.
- «موش» مثنوی، همان نفس یا اگوست که با فریب و تسویل، ثمرات معنوی ما را میخورد.
- مهمترین کار این است که ابتدا انبار وجودمان را از شر موش (نفس) ایمن کنیم، پیش از آنکه به جمعآوری گندم (اعمال) بپردازیم.
- حضور قلب در عبادات شرط اصلی دگرگونی و کسب پاداش حقیقی است؛ وگرنه عمل تنها اسقاط تکلیف است.
Sources: d1-s30 · 00:25:47
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: The mouse has burrowed a hole into our storehouse / And by its cunning, our granary has been ruined. Meaning: This verse warns that a cunning mouse has infiltrated the storehouse of our being, and through its trickery, it is squandering the fruits of our deeds and devotions.
Explanation
Here, Mevlana delivers a profound message regarding the nature of the reward for our acts of obedience and devotion. He maintains that the recompense for good deeds, such as prayer, fasting, and kindness to others, should not be deferred to some imagined bank account in the afterlife. Rather, this reward must be stored within our very being in this world, transforming us from within. If there is a 'bank' where our deeds are deposited, it is, in fact, our own existence.
I have often stressed that true wealth is spiritual, not material. A true king is one who possesses inner regality, not one who boasts of armies and treasuries. These external possessions are all conditional and transient; armies can defect, wealth and beauty can be snatched away by a thief or a fever. But what a person holds within themselves, no one can take away.
Therefore, if we are depositing the 'wheat' of our devotions into the 'storehouse of our being' – performing prayers, observing fasts, abandoning sins – the effects of these actions must become apparent within us. We must change, transcend our egoism and self-centeredness. Both we ourselves and others should perceive this transformation. Yet, Mevlana regretfully notes that we diligently gather our wheat, only to find nothing left when we inspect the storehouse later; it has all disappeared.
At this point, Mevlana asks: 'Do we not finally ponder with awareness / That this flaw in the wheat comes from the mouse's cunning?' Should we not consider that a cunning mouse has clandestinely entered our storehouse? This mouse, with its trickery, has ruined our granary. Here lies the turning point of Mevlana's discourse: 'First, O soul, fend off the mouse's evil / And then strive in gathering the wheat.' This means that before dedicating ourselves to accumulating deeds, we must first fortify the storehouse of our being against this cunning mouse, sealing its holes and points of infiltration.
This 'mouse' is, in truth, the human 'nafs' (ego or lower self). Yes, in religious literature, Satan is called a thief and highwayman, but Mevlana himself states: 'Nafs and Satan were both one entity / They merely manifested themselves in two forms.' We must not simply blame others. Humanity possesses an infinite capacity for self-deception. We masterfully attribute our shortcomings to others while claiming credit for our perfections. This is one of those mice that infiltrates our storehouse.
This is where the Prophet's saying (sadr-i sudūr, the foremost of leaders) gains its meaning: 'No prayer is complete except with presence.' A prayer performed without presence of heart, as Ghazali put it, is merely a jurisprudential prayer that fulfills an obligation, but it does not transform one's being or store true spiritual reward within the individual. Fasting, pilgrimage, and every other act are likewise. If after forty years of worship, calluses have formed on our foreheads, yet there is no sign of spiritual change or transformation within us, we must ask ourselves: 'Where is the wheat of forty years of deeds?' This is a question every human being should ask daily to prevent devotions from becoming meaningless rituals.
Key takeaways
- The reward for devotions and good deeds must manifest within an individual in this world, rather than being deferred to an imagined future.
- True wealth is internal and spiritual, remaining stable, unlike transient external possessions or beauty.
- If the fruits of our good deeds disappear, we must search for the cunning 'mouse' within, rather than merely complaining.
- Mevlana's 'mouse' symbolizes the ego (nafs) which, through deception and cunning, consumes our spiritual gains.
- The most crucial step is to secure the storehouse of our being from the 'mouse' (ego) before striving to accumulate 'wheat' (good deeds).
- Presence of heart in worship is essential for spiritual transformation and receiving true reward; otherwise, the act merely fulfills a religious obligation.
Sources: d1-s30 · 00:25:47
به زبانِ تو — Tu idioma · AI
这句诗警示我们,一只狡猾的“老鼠”已潜入我们存在的仓库,并用其诡计,耗尽我们善行与虔修的果实。
鲁米在这些诗句中,就我们善行与功修的回报之本质,传达了一个深刻的讯息。他认为,善举——如礼拜、斋戒、善待造物——的回报,不应被寄托于来世某个虚幻的银行账户;相反,这份回报必须在今世、在我们自身的存在中得以储存,并转化我们。
真正的富足是心灵的富足,而非物质的富足。真正的君王是内心自主的君王,而非炫耀军队与财宝者。外在的一切都是暂时的、易变的。然而,人内在拥有的,谁也无法夺走。
因此,若我们在“存在的仓库”里堆积功修的“麦子”,这些行为的效果就必须在我们身上显现出来。我们必须改变,超越我们的自私与“小我”。然而,鲁米惋惜地指出,我们辛勤积攒麦子,但第二天去查看仓库时,却发现麦子已荡然无存。
鲁米在此发问:“我们难道不清醒地想一想,这麦子的亏空,是源于老鼠的诡计吗?”我们难道不该想到,有一只狡猾的老鼠潜入了我们的仓库?正是这只老鼠,用它的诡计毁了我们的粮仓。这便是鲁米论述的转折点:“啊,灵魂,首先要驱除老鼠之害,然后再努力积攒麦子。”也就是说,在忙于积累善行之前,我们必须首先加固我们存在的仓库,抵御这只狡猾的老鼠,堵住它所有可乘之机。
这只“老鼠”,实际上就是人的“纳夫斯”(nafs,即私我或低我)。是的,在宗教文献中,撒旦被称为盗贼,但鲁米自己说:“私我与撒旦本为一体,只是以两种形态显现自身。”这意味着我们不能简单地归咎于他人。人拥有无限的自欺能力。这正是潜入我们仓库的老鼠之一。
先知(万众之首)的那句教诲也在此处显出其深意:“无心不在焉的礼拜不算完美。”没有“心在”(حضور)的礼拜,仅仅是履行了教法义务,但它无法转化人的存在,也无法将真正的回报储存在人自身之中。斋戒、朝觐及其他一切功修皆是如此。倘若经过四十年的修行,我们额上已磨出印记,内在却无丝毫转化之迹,我们就必须自问:“四十年功修的麦子在哪里?”这是每个人每日都应自省的问题,以防我们的虔修沦为毫无意义的仪式。
- حفره زدن
- 波斯语动词短语,意为“打洞”、“挖洞”或“钻孔”。在此诗句中,指老鼠在粮仓的墙壁或地板上挖了一个洞,以便潜入。
- فن
- 源自阿拉伯语,意为“技艺”、“技巧”或“艺术”。在此处,它带有负面含义,指“诡计”、“花招”或“狡猾的手段”。
این بیت هشدار میدهد که موشی مکار (نفس) به انبار وجود ما رخنه کرده و با حیلهگریاش، حاصل اعمال و عباداتمان را تباه میسازد.
مولانا در این ابیات، پیامی عمیق دربارهٔ ماهیت پاداش طاعات و عبادات به ما میدهد. او معتقد است که پاداش اعمال صالح، همچون نماز و روزه، نباید به یک حساب بانکی موهوم در آخرت حواله داده شود؛ بلکه این پاداش باید در همین دنیا و در وجود خود ما ذخیره شود و ما را دگرگون سازد. به تعبیر دیگر، اگر «بانکی» وجود دارد که اعمال ما در آن سپرده میشود، آن بانک همین وجود ماست.
بنابراین، اگر ما در «انبار وجود» خود گندم طاعات میریزیم، باید آثار این اعمال در خود ما ظاهر شود. ما باید عوض شویم و از خودخواهیها فراتر رویم. اما مولانا با تأسف میگوید که ما گندم جمعآوری میکنیم، ولی فردای آن روز میبینیم که هیچ گندمی نمانده و همه گم شدهاند.
در اینجا مولانا میپرسد: آیا نباید به این فکر بیفتیم که یک موش دزدانه وارد انبار ما شده است؟ این موش با حیلهاش، انبار ما را ویران کرده است. این موش، در حقیقت، همان «نفس» آدمی است که با فریبکاری، ثمرات معنوی ما را نابود میکند. از همین رو، مولانا بلافاصله نتیجه میگیرد که پیش از آنکه به جمعآوری گندمِ اعمال مشغول شویم، ابتدا باید انبار وجود خود را از شر این موش مکار ایمن سازیم و راههای نفوذ آن را ببندیم. این نکتهٔ اصلی و محوری این تمثیل است.
- حفره
- سوراخ، گودال، نقب
- فن
- حیله، نیرنگ، ترفند
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.