Leer Libro 3 El huésped les respondió y dio un ejemplo de cómo un vigilante de un campo espantó a un camello con un tambor para que no comiera, cuando se le golpeaba un gong mahmudí en la espalda Verso 4125

M3:4125 — از گمان و از یقین بالاترم / وز ملامت بر نمی‌گردد سرم

از گمان و از یقین بالاترموز ملامت بر نمی‌گردد سرم
✦ Renderizar este beyt en Español

M3:4125

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 02 — [00:47:49] جایگاه انبیا: فراتر از گمان و یقین

حتی یه جاهایی مولانا بحث رو بالاتر از این می‌بره. راجع به انبیا که صحبت می‌کنه و اینا، می‌گه:

می‌گه اینکه پیامبران هیچ حربه ای در اونها کارگر نبود و اونها را از راهشون باز نمی‌داشت برای این بود که به یقین رسیده بودند. اگر به یقین نرسیده بودند، اندک خلجان تردیدی و شکی در جانشان بود، این سختی‌ها اونها را از راهشون برمی‌گرداند. اینا به یقین رسیده بودند. یعنی چیزی رو که فهمیده بودند، چیزی رو که دیده بودند، اونچنان روشن بود مثل آفتاب براشون که جای شک نداشت. خب، می‌گوید که این کتاب می‌خواد شما رو به یقین برسونه. تو کتاب‌های دیگه، توی فلسفه، فقه، اینجا اونجا از این چیزا پیدا نمی‌کنید.


جلسهٔ 32 — [36:20:00] یقین انبیا و سرمایه اصلی آنها

ز انبوهی‌شان کی بترسد آن قصاب؟

بارها در باب یقین این سخن رو گفته است که وقتی که کسی چشمی براش پیدا شد و یقین حاصل کرد، دیگه به آخرین مرتبهٔ معرفت رسیده. دیگه بالاتر از او وجود نداره. یقین یعنی خود اون موضوع علم از آن شما بشود. چون علم همیشه واسطه‌ای بین ما و معلوم است. اما اگر معلوم از آن شما شد، شما به یقین می‌رسید. خود مولوی در دیوان شمس می‌گه: «از علم گذشتیم و به معلوم رسیدیم.»

به زبانِ تو — Tu idioma · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.