Leer› Libro 5› La historia de la esclava que fornicaba con el asno de la señora, y ella le había enseñado a él a fornicar como un ser humano, como una cabra o un oso, e introducía una calabaza en el pene del asno para que no sobrepasara la medida. La señora se dio cuenta, pero no vio el detalle de la calabaza. La señora la envió lejos con un pretexto, y se unió al asno sin la calabaza, y murió con deshonra. La esclava regresó tarde y lamentó: '¡Oh mi vida, oh la luz de mis ojos, viste el pene pero no la calabaza, viste el órgano pero no el otro!'. 'Todo lo incompleto es maldito'; es decir, toda mirada y comprensión incompletas son malditas. Si no, los imperfectos de cuerpo exterior son objeto de misericordia, no de maldición. Lee: 'No hay culpa en el ciego', lo que niega la culpa, la maldición, el reproche y la ira› Verso 1388
M5:1388 — صحن خانه پر ز خون شد زن نگون / مرد او و برد جان ریب المنون
M5:1388
Significado · به زبانِ تو — Tu idioma · AI
در نتیجهٔ این عمل، صحن خانه از خون زن پر شد و او با چهرهای بر زمین افتاده، مُرد؛ گویی که مرگ مقدر، جان او را با خود برد.
این بیت، اوج فاجعهبار داستان را به تصویر میکشد. زن که از روی شهوت و حسادت، بدون آگاهی از «دقیقهٔ کدو» (یعنی راز کنترل نفس) به تقلید کورکورانه از کنیزک پرداخت، به شکلی هولناک و فضاحتبار کشته میشود. تصویر «صحن خانه پر ز خون» و «زن نگون» (واژگون، با صورت بر زمین افتاده) شدت خشونت و حقارت مرگ او را نشان میدهد.
مولانا از این صحنهٔ تکاندهنده برای بیان یک حقیقت عرفانی عمیق استفاده میکند: پیروی از امیال «نفس بهیمی» یا نفس حیوانی (که در اینجا خر نماد آن است) بدون کنترل و معرفت، سرانجامی جز هلاکت و رسوایی ندارد. آن زن، نماد سالکی است که ظاهر یک عمل را میبیند اما از باطن و حکمت آن بیخبر است. او گمان میکند که میتواند بدون رعایت حدود و کنترلهای لازم (کدو)، به کام دل برسد، اما در واقع خود را قربانی شهوت افسارگسیختهٔ خویش میکند.
عبارت «ریب المنون» که از قرآن گرفته شده، به «حوادث دهر» یا «مرگ مقدر» اشاره دارد. مولانا با به کار بردن این ترکیب، مرگ زن را نه یک اتفاق ساده، بلکه نتیجهٔ قطعی و حتمی قانونی معنوی معرفی میکند: هرکس که تسلیم نفس سرکش شود، چنین سرنوشت شومی در انتظار اوست. این مرگ، مرگی عادی نیست، بلکه مرگی است آمیخته با فضاحت که در ابیات بعدی، مولانا آن را «عذاب الخزی» یا عذاب رسوایی مینامد.
- نگون
- واژگون، سرنگون، کسی که با صورت به زمین افتاده است
- ریب المنون
- ترکیبی قرآنی به معنای حوادث روزگار، پیشامد بد، مرگ مقدر
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.