Leer› Libro 5› La historia de la esclava que fornicaba con el asno de la señora, y ella le había enseñado a él a fornicar como un ser humano, como una cabra o un oso, e introducía una calabaza en el pene del asno para que no sobrepasara la medida. La señora se dio cuenta, pero no vio el detalle de la calabaza. La señora la envió lejos con un pretexto, y se unió al asno sin la calabaza, y murió con deshonra. La esclava regresó tarde y lamentó: '¡Oh mi vida, oh la luz de mis ojos, viste el pene pero no la calabaza, viste el órgano pero no el otro!'. 'Todo lo incompleto es maldito'; es decir, toda mirada y comprensión incompletas son malditas. Si no, los imperfectos de cuerpo exterior son objeto de misericordia, no de maldición. Lee: 'No hay culpa en el ciego', lo que niega la culpa, la maldición, el reproche y la ira› Verso 1417
M5:1417 — گفت ای خاتون احمق این چه بود / گر ترا استاد خود نقشی نمود
M5:1417
Significado · به زبانِ تو — Tu idioma · AI
کنیزک با دیدن جسد خاتون، او را سرزنش میکند که چرا بدون فهم کامل و درک جزئیات محافظتی، کورکورانه از کاری که دیده بود تقلید کرده و خود را به کشتن داده است.
این بیت لحظهای است که کنیزک با جسد بانوی خود روبرو میشود و علت مرگ فجیع او را درمییابد. داستان دربارهٔ تقلید کورکورانه و سطحینگری است. کنیزک روشی برای ارضای شهوت با خر ابداع کرده بود، اما برای در امان ماندن از خطر، از یک «کدو» برای کنترل اندازهٔ آلت حیوان استفاده میکرد. خاتون که مخفیانه شاهد ماجرا بود، فقط ظاهر عمل (لذت) را دید و از جزء حیاتی و محافظ آن (کدو) غافل ماند. او کنیزک را به بهانهای دور فرستاد تا کار او را تقلید کند، اما به دلیل همین ناآگاهی، هلاک شد.
مولانا از این داستان تکاندهنده برای بیان یک نکتهٔ مهم عرفانی استفاده میکند: بسیاری از سالکان و مدعیان، تنها ظاهر و پوستهٔ رفتار عارفان و پیران طریقت را میبینند و تقلید میکنند، اما از حکمت درونی، ریاضتهای پنهان، و شرایطی که آن اعمال را معنادار و ایمن میسازد، بیخبرند. این «نقش» یا هنری که استاد (کنیزک) به شاگرد (خاتون) نشان داد، کامل بود، اما فهم شاگرد ناقص بود. او «ذکر» را دید اما «آن دگر» (کدو) را ندید. این بیت سرآغاز ملامت کنیزک است که چرا خاتون پیش از آنکه «اوستا» شود، «دکان» باز کرد و با دانشی سطحی، دست به کاری زد که به نابودیاش انجامید.
- نقشی نمود
- هنری به تو نشان داد، طرحی به تو عرضه کرد
- خاتون
- بانو، خانم بزرگ، زن ارباب
- استاد خود
- استاد تو (در اینجا منظور خود کنیزک است)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.