Leer Libro 6 El juez respondiendo al sufí Verso 1616

M6:1616 — این همه چون و چگونه چون زبد / بر سر دریای بی‌چون می‌تپد

این همه چون و چگونه چون زبدبر سر دریای بی‌چون می‌تپد
✦ Renderizar este beyt en Español

M6:1616

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این همه پرسش و چگونگی، همچون کف دریا، بر فراز دریای بی‌حد و بی‌چون و چرای هستی در تپش است. معنا: تمام پدیده‌ها، ویژگی‌ها، و پرسش‌هایی که ما دربارهٔ جهان و هستی داریم، در برابر حقیقت مطلق و بی‌حد الهی، همچون کف‌های زودگذر بر روی دریای بیکران‌اند.

شرح

این بیت، بی‌تردید، از ناب‌ترین و عمیق‌ترین تمثیلات مثنوی است که نسبت پدیدارهای عالم را با حقیقت مطلق وجود، به زیبایی تمام ترسیم می‌کند. مولانا در اینجا تمام «چون و چگونه»های جهان را، یعنی تمامی کیفیات، کمیت‌ها، علل و معالیل، و هر آن‌چه را که در قلمرو ذهن عقلانی و تجربه حسی ما قرار می‌گیرد، به «کف دریا» تشبیه می‌کند. این کف، سطحی است، زودگذر است، معلول حرکت آب است، و در عین حال، خودِ دریا نیست؛ بلکه صرفاً تجلی‌ای از آن بر سطح است.

در مقابل، مولانا از «دریای بی‌چون» سخن می‌گوید. این دریای بی‌چون، چیزی نیست جز حقیقت مطلق هستی، واجب‌الوجود، آن یگانه وجودی که خودش بی‌علت و بی‌شکل است. این حقیقت، بسیط است، یعنی دارای اجزا و ابعاد نیست؛ بی‌حد است، یعنی محدود به هیچ کیفیت و کمیتی نمی‌شود؛ و بی‌چون و بی‌چراست، یعنی هیچ «چرا»یی دربارهٔ ذات او جایز نیست، زیرا هر «چرا»یی به معنای جست‌وجوی علت یا کیفیت است که تنها در عالم پدیدارها و مخلوقات معنا دارد.

من قبلاً هم گفته‌ام که در نظام فکری مولانا، عالم ما عالم ضد و ند است. یعنی در آن هم ضدیت‌ها را می‌بینیم و هم چیزهایی که شبیه یکدیگرند. اما این دریا، این حقیقت مطلق، خود از هر ضد و ندی مبراست. چنان‌که مولانا در ادامه همین ابیات می‌فرماید: «بر شمار برگ بستان ضد و ند / چون کفی بر بحر بی‌ند است و ضد». یعنی تمامی تضادها و تشابه‌هایی که در جهان پدیداری مشاهده می‌کنیم، به مثابه کف‌هایی هستند که بر دریایی بی‌ضد و ند نشسته‌اند. این پدیدارها، گویی جامه‌هایی هستند که هستی‌های مخلوق پوشیده‌اند؛ جامه‌هایی که در آن‌ها ضد و ند پیدا می‌شود، اما این از ذات هستی حقیقی نیست.

بنابراین، این بیت اشاره‌ای عمیق به محدودیت‌های عقل جزئی و تفکر فلسفی دارد که همواره در پی «چون و چگونه» است. این نوع تفکر، هر چقدر هم که دقیق و موشکاف باشد، نهایتاً بر روی سطح این دریای بی‌کران می‌لغزد و به عمق آن دست نمی‌یابد. درک «دریای بی‌چون» نیازمند فراتر رفتن از چارچوب‌های چون و چگونگی است؛ نیازمند نگرشی شهودی و عرفانی است که وحدت را در پس کثرات و سادگی را در ورای پیچیدگی‌ها مشاهده کند. درست همان‌طور که ما از عمق وجودمان به وجود اختیار قائل هستیم، هرچند تبیین فلسفی و عِلّی آن در دستگاه‌های علوم تجربی ناممکن یا دست‌کم ناقص است؛ این بی‌چونیِ وجود مطلق نیز حقیقتی است که پیش از آنکه عقل آن را بفهمد، دل آن را درمی‌یابد.

نکات کلیدی

  • تمام پیچیدگی‌ها و پرسش‌های عالم پدیدار، همچون کف، سطحی و زودگذرند.
  • حقیقت مطلق هستی (خداوند) بی‌چون و بی‌چراست و از هر قید و شرطی آزاد است.
  • عقل جزئی انسان تنها می‌تواند بر روی سطح چون و چگونه‌ها سیر کند و به عمق دریای بی‌چون دست نیابد.
  • کثرات و تضادهای این جهان، تجلیاتی از وحدت و بساطت بی‌انتهای وجودند.
  • این بیت دعوتی است برای گذار از استدلال عقلی به شهود عرفانی برای درک حقیقت.
  • درک «بی‌چون» نیازمند رهایی از زنجیر علت و معلول و کیفیت و کمیت است.

Sources: d6-s36 · 15:45:00 d6-s36 · 16:48:00 d6-s35 · 01:06:38 d6-s36 · 14:08:00

به زبانِ تو — Tu idioma · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.