Leer Libro 6 El milagro de Hud (la paz sea con él) al salvar a los creyentes de su pueblo durante la llegada del viento. Verso 2191

M6:2191 — باد طوفان بود و کشتی لطف هو / بس چنین کشتی و طوفان دارد او

باد طوفان بود و کشتی لطف هوبس چنین کشتی و طوفان دارد او
✦ Renderizar este beyt en Español

M6:2191

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بادْ طوفانی عظیم بود و کشتیِ نجات، لطف پروردگار. آری، خداوند طوفان‌ها و کشتی‌های نجات فراوانی از این دست دارد. معنا: خداوند همواره طوفان‌هایی را برای آزمایش و دگرگونی پدید می‌آورد و در هر طوفانی نیز کشتی نجاتی از جنس لطف خود قرار داده است.

شرح

من می‌خواهم بگویم که این بیت، بلافاصله پس از بحث‌های مربوط به عذاب الهی در قرآن، دریچه‌ای نو می‌گشاید. این بیت نشان می‌دهد که نه هر حادثهٔ ویرانگر طبیعی، عذاب الهی است؛ عذاب تنها در صورتی است که پیامبری پیش از وقوع آن، وعده داده باشد. اما مولانا، فراتر از این، می‌خواهد مفهوم «طوفان» و «کشتی نجات» را به ساحت درونی و همیشگی زندگی ما بکشاند.

مولانا در اینجا، با یادآوری داستان نوح، اما با لحنی درونی‌سازنده، این نکته را به ما گوشزد می‌کند: "باد طوفان بود و کشتی لطف هو / بس چنین کشتی و طوفان دارد او." یعنی، آن بادِ ویرانگری که قوم هود را از میان برد یا طوفان نوح که عالم را فراگرفت، تنها مثال‌های بیرونی‌اند. حقیقت این است که خداوند همواره، در هر زمانه‌ای، طوفان‌هایی برای ما دارد و البته در کنار هر طوفانی، یک "کشتیِ لطف" نیز فراهم کرده است. اگر ما با بصیرت درونی به احوال خودمان دقیق باشیم، بی‌درنگ این طوفان‌ها و کشتی‌های نجات را در زندگی خود حس خواهیم کرد.

این کشتی نجات در کجای زندگی ماست؟ مولانا پاسخ می‌دهد که این کشتی می‌تواند یک "مرد خدا" باشد. می‌گوید: "هر ولی را نوح کشتی‌بان شناس." یعنی، در بحبوحهٔ طوفان‌های زندگی و آشوب‌های درونی، پناه بردن به دامن یک "ولی"، یک انسان کامل، یک مرد الهی، همانند سوار شدن بر کشتی نوح است. این ولی، خواه زنده باشد یا نه، "ولایت" و ارتباط معنوی با اوست که لنگرگاه تو در طوفان‌ها می‌شود.

گاهی حتی "صحبت خلق"، یعنی مصاحبت و معاشرت با مردم، به یک طوفان می‌ماند؛ تو را بی‌لنگر به این سو و آن سو می‌کشاند و نیازمند یک لنگرگاه برای حفظ خود هستی. اینجاست که پناه بردن به "مرد خدا" ضرورت می‌یابد.

اما نکتهٔ بسیار عمیق‌تر و ظریف‌تر مولانا در اینجاست: لازم نیست که این "کشتی نجات" همواره در ظاهر خود کشتی باشد. گاهی اوقات، نجات در صورتی ظاهر می‌شود که به چشم ما "هلاکت" می‌آید. گاهی خوب در صورت زشت خود را نشان می‌دهد. این وارونه‌نمایی‌ها و تناقضات، از شگردهای عالم و کار خداوند است که اگر هوشیار نباشیم، اسیر ظاهرشان می‌شویم و فریب می‌خوریم. ممکن است یک "لطف الهی" در هیئت "قهر" جلوه کند.

مولانا برای این وارونگی مثال می‌آورد: "پادشاهی را خدا کشتی کند / تا به حرص خویش بر صف‌ها زند." یک پادشاه ظالم و جبار، نه از سر خیرخواهی و دلسوزی برای مردمش، بلکه صرفاً برای تثبیت قدرت و تخت سلطنت خود، به جنگ با پادشاه دیگری می‌رود و او را عقب می‌راند و به این ترتیب، به طور ناخواسته امنیت و آسایش را برای رعیت خود به ارمغان می‌آورد. اینجا خدا این پادشاه را که در ظاهر قاهر و متکبر است، "کشتی نجات" آن قوم قرار داده است. منظور او این است که "قصد شهر آن نه که خلق آمن شوند / قصدش آن که مُلک گردد پایبند." یعنی قصدش امنیت مردم نیست، بلکه پایداری مُلک خود است. اما در این میان، مردم نیز ایمن می‌شوند. این تفسیر مولانا از آیهٔ قرآن است که می‌فرماید: "و لَولا دَفعُ اللهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ و بِیَعٌ و صَلَواتٌ و مَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللهِ کَثیراً." (حج، آیه ۴۰). اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیلهٔ بعضی دیگر دفع نکند، صومعه‌ها، کلیساها، کنیسه‌ها و مساجد ویران می‌شوند. این "دفع"، یعنی این به جان هم افتادن جباران و قدرت‌طلبان، نه دخالت مستقیم در طبیعت، بلکه از آن روست که انسان‌ها چنین ساخته شده‌اند؛ سودجو و قدرت‌طلب. در این کشاکش و درگیری‌ها، با اینکه زیان‌هایی هست، اما منافعی هم هست که در نهایت، به "لطف هو" بازمی‌گردد، حتی اگر در جامهٔ قهر باشد. این بینش عمیق مولانا، "لطف هو" را نه یک مفهوم سطحی و خوشایند، بلکه حقیقتی پیچیده و گاه وارونه‌نما می‌سازد.

نکات کلیدی

  • خداوند همواره در زندگی ما طوفان‌ها و بلاهایی پدید می‌آورد.
  • در دل هر طوفانی، یک "کشتی نجات" از لطف الهی نهفته است.
  • شناخت کشتی نجات، نیازمند بصیرت درونی به احوال خود است.
  • این کشتی نجات گاهی در ظاهر "مرد خدا" و گاهی حتی در چهره "هلاکت" یا "شر" پدیدار می‌شود.
  • حتی روابط انسانی و مصاحبت با خلق می‌تواند طوفانی باشد که نیازمند لنگرگاه است.
  • لطف الهی گاهی به صورتی متناقض و وارونه (مثلاً قهر در لباس لطف) رخ می‌نمایاند.

Sources: d6-s50 · 00:09:24 d6-s50 · 01:12:29 d6-s50 · 01:15:02

به زبانِ تو — Tu idioma · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.