Leer Libro 6 El ratón rogando a la rana: 'No busques pretextos ni postergues la realización de esta necesidad mía, pues en la demora hay calamidades, y el sufí es hijo del momento. Y el hijo no se suelta de la mano de su padre, y el padre compasivo del sufí es el tiempo. No necesita el mañana, tanto lo tiene absorto en su jardín de rápida contabilidad. No es como la gente común que espera el futuro. Es un río, no una era, pues 'no hay mañana ni tarde ante Dios'. Pasado, futuro, eternidad y perpetuidad no existen allí. Adán no es anterior y el Dajjal no es posterior, pues estas convenciones están en el ámbito de la razón parcial y del espíritu animal. En el mundo sin lugar ni tiempo, estas convenciones no existen. Así pues, él es un hijo de un tiempo del que 'no se entiende más que la negación de la diferencia de los tiempos', así como de 'Dios es Uno' se entiende la negación de la dualidad, no la realidad de la unidad. Verso 2740

M6:2740 — یک سر رشته گره بر پای من / زان سر دیگر تو پا بر عقده زن

یک سر رشته گره بر پای منزان سر دیگر تو پا بر عقده زن
✦ Renderizar este beyt en Español

M6:2740

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یک سر این ریسمان را بر پای من، این بندهٔ دوبنده، گره بزن؛ و تو، آن سر دیگرش را بر گرهٔ پای خود محکم کن. معنا: این بیت، از تمثیل موش و قورباغه، پیوند روح و بدن را به رشته‌ای تشبیه می‌کند که با وجود تفاوت‌ها، آن‌ها را به هم متصل می‌سازد و روح را در عالم خاکی نگاه می‌دارد.

شرح

این بیت، از میان گفتگوی عمیق موش و قورباغه در مثنوی برمی‌خیزد که تمثیلی است برای رابطهٔ پیچیدهٔ روح و بدن. موش که موجودی خاکی‌ست و قورباغه که اهل آب است، برای برقراری ارتباط با یکدیگر، تصمیم می‌گیرند ریسمانی را میان خود بگسترند. بیت مورد بحث ما، در واقع شرح همین تصمیم و نحوهٔ پیوند است: یک سر ریسمان به پای موش (بدن) و سر دیگر به پای قورباغه (روح) بسته می‌شود.

من، عبدالکریم سروش، این تمثیل را بسیار حیاتی می‌دانم. مولانا در اینجا به شکلی بدیع، ماهیت بدن را برای جان روشن می‌کند. بدن همچون ریسمانی است که «بر پای جان / می‌کشاند بر زمینش ز آسمان.» روح، به تعبیر مولانا، «اهل پرواز است» و متعلق به این عالم نیست؛ اما این ریسمان، این «وزنه»، آن را به خاک می‌بندد و از پرواز باز می‌دارد. جان می‌خواهد در «دریای ملکوت عیش کند»، اما موش تن آن را «باز می‌کشد» و تلخی این کشش را می‌چشاند.

این کشش دائمی، همان «جدایی» است که مولانا از آن حکایت می‌کند، نه شکایت. جدایی از «نیستان»، از وطن اصلی روح. این وطن‌خواهی، برخاسته از ایمانی عمیق است که پیغمبر فرمود: «حب الوطن من الایمان.» عارفان، از جمله شیخ بهایی، این وطن را نه خاک و آب، که «شهری‌ست کان را نام نیست» و همان منزلگاه اصلی روح می‌دانند. بنابراین، این ریسمان، گرچه پیوندبخش است، اما عامل اصلی غربت روح در این دنیاست.

اما نکتهٔ مهم در «زان سر دیگر تو پا بر عقده زن» این است که «تو» در اینجا می‌تواند اشاره به روح باشد که به این پیوند تن در داده و آن را بخشی از سرنوشت خود پذیرفته است. همان‌گونه که در حکایت‌های دیگر مولانا می‌بینیم، تلخی‌ها و ضربات از دست دوست، «شکر» می‌شوند. این پیوند، گرچه سبب سنگینی و فرود آمدن روح است، اما بدون ارادهٔ روح نیز ممکن نیست. روح در این معادله منفعل محض نیست، بلکه آگاهانه در این «راز» مشارکت دارد. مولانا به هیچ وجه تنهایی وجودی اگزیستانسیالیستی را نمی‌پذیرد؛ جدایی او، از معشوقی است که هست و می‌بیند، و این پیوند حتی با ریسمان تن نیز، گواهی بر این حضور است. هدف نهایی، شناخت این ریسمان و تلاش برای رهایی از بند آن، و سبکبالی برای بازگشت به اصل خویش است.

نکات کلیدی

  • بدن همچون ریسمانی است که روح را به عالم خاک می‌بندد و از پرواز باز می‌دارد.
  • روح، بالفطره سبک‌روح و خواهان پرواز است؛ هر گرانی و کسلی از تن خاکی ناشی می‌شود.
  • پیوند روح و بدن، تمثیلی از جدایی روح از وطن اصلی خود (نیستان) است، که سرآغاز مثنوی را شکل می‌دهد.
  • این اتصال، گرچه عامل غربت است، اما بخشی از سرنوشت روح است که آگاهانه در آن مشارکت دارد.
  • مولانا از این جدایی حکایت می‌کند، نه شکایت؛ زیرا آن را مسیری برای بازگشت به اصل خویش می‌داند.
  • عشق به وطن، برای عارفان، به معنای تعلق خاطر به ریشه‌های معنوی و منزلگاه نخستین روح است، نه خاک میهن.

Sources: d6-s63 · 44:55 d6-s63 · 47:38 d6-s63 · 49:54

به زبانِ تو — Tu idioma · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.