Leer Libro 6 En la explicación de que esta vanidad no era solo del hindú, sino que cada ser humano está afligido por tal vanidad en cada etapa, excepto aquellos a quienes Dios ha protegido. Verso 324

M6:324 — بنده باش و بر زمین رو چون سمند / چون جنازه نه که بر گردن برند

بنده باش و بر زمین رو چون سمندچون جنازه نه که بر گردن برند
✦ Renderizar este beyt en Español

M6:324

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بنده و فرمانبردار باش و مانند اسب تندرو بر زمین گام بردار؛ نه چون جنازه‌ای که مردم آن را بر گردن حمل کنند. معنا: مولانا در این بیت تأکید می‌کند که انسان باید فعال، خودکفا و متکی به خویش باشد و هرگز باری بر دوش دیگران نگردد، مبادا که همچون جنازه‌ای بی‌جان، بر گردن جامعه سوار شود.

شرح

مولانا، با نثری قاطع و بی‌پرده، در این بیت از دفتر ششم مثنوی، یک فرمان وجودی صادر می‌کند. او از ما می‌خواهد که «بنده باش و بر زمین رو چون سمند»، یعنی متواضع باش، اما در عین حال فعال، چابک و پُرقدرت، همچون اسبی تیزرو که خود مسیرش را می‌پیماید. تأکید من بر این است که این تواضع (بندگی) با فعالیت و توانایی فردی درهم‌تنیده است.

در سوی دیگر، مولانا با لحنی سرزنش‌آمیز، روی دیگر سکه را نشان می‌دهد: «چون جنازه نه که بر گردن برند». این تصویر جنازه، برای من، استعاره‌ای عمیق و چندلایه است. در یک سطح، این اشاره به فردی است که از خود اراده‌ای ندارد، بی‌حرکت و متکی به دیگران است. اما مولانا خود این استعاره را به وضوح بسط می‌دهد و آن را مصداق حاکمان مستبدی می‌داند که خودشان را — با تمام بی‌حیاتی و بی‌عملی‌شان — همچون باری سنگین بر دوش مردمان می‌افکنند و ملت‌ها را گرانبار می‌کنند. او این افراد را تحقیر و تخفیف می‌کند، چرا که زندگی را به بار بودن بر دیگران تقلیل داده‌اند. این جنازه‌وار بودن، نه فقط فقرای منفعل، بلکه مقتدران مستبدی را نیز شامل می‌شود که بار وجودی خود را بر گرده ملت می‌نهند.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که مولانا افراد «بیکار» یا «کاهل» را سرزنش می‌کند، اما این «کاهلی» را باید به درستی فهمید. یک نوع کاهلی، از نظر مولانا، تمرکز بر یک کار اصلی و بریدن از کارهای فرعی است که مطلوب است؛ اما نوعی دیگر، که در اینجا مراد اوست، تنبلی و زیر بار مسئولیت خالی کردن و باری بر دوش دیگران بودن است. این بیت دقیقاً در نقد این نوع دوم کاهلی و سرباری است.

این نگرش به خوداتکایی و عدم طلب، ریشه در تعالیم عمیق‌تری دارد که مولانا از زبان پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند: «گفت پیغمبر که جنت از اله / گر همی‌خواهی ز کس چیزی مخواه». یعنی اگر بهشت می‌خواهی، از هیچ کس چیزی مخواه، نه تنها خواسته‌های ناروا، بلکه حتی خواسته‌های روا. این یک ظاهر دارد که به معنای عدم درخواست از انسان‌هاست، اما مولانا در دفتر سوم مثنوی به یک معنای باطنی‌تر و عمیق‌تر آن اشاره می‌کند: نخواستن حتی از خداوند، که آن را «مقام رضا» می‌نامد. در این مقام، اولیای الهی چنان تسلیم قضای الهی‌اند که زبانشان از دعا بسته می‌شود، زیرا هرچه از دوست رسد نیکوست و خواستن تغییر اوضاع، نوعی بی‌رضایی و کفر به قضا تلقی می‌گردد. بنابراین، اگر کسی در عالی‌ترین مرتبه سلوک، از خداوند هم چیزی نمی‌خواهد، دیگر جایز نیست که از انسان‌ها چیزی بطلبد و باری بر دوششان باشد. این بیت، در واقع، تجسم عملی این اوج خوداتکایی و عدم طلب است.

نکات کلیدی

  • بار خود را بر دوش دیگران نیندازید و بر خود متکی باشید.
  • فعال و چالاک زندگی کنید، نه منفعل و ساکن مانند جنازه.
  • مولانا حاکمان مستبد را مثال بارز «جنازه بر دوش مردم» می‌داند.
  • بی‌عملی و تحمیل بار بر دیگران، نوعی تحقیر و تخفیف وجودی است.
  • این خوداتکایی از مقام عالی رضا بر قضای الهی سرچشمه می‌گیرد که حتی طلب از خدا را نیز کنار می‌نهد.

Sources: d6-s09 · 00:06:25 d6-s13 · 48:15:35 d6-s88 · 01:08:02 d6-s90 · 01:17:02

به زبانِ تو — Tu idioma · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.