Leer Libro 6 El libro completo de al-Muwattad al-Karim Verso 33

M6:33 — گرچه ماران زهرافشان می‌کنند / ورچه تلخان‌مان پریشان می‌کنند

گرچه ماران زهرافشان می‌کنندورچه تلخان‌مان پریشان می‌کنند
✦ Renderizar este beyt en Español

M6:33

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگرچه مارها زهر خود را می‌پاشند / و اگرچه کینه‌ها و تلخی‌ها ما را آشفته می‌کنند. معنا: بیت می‌گوید که با وجود تهدیدها و ناگواری‌ها (مانند زهر مار و پریشانی تلخ‌کامی‌ها)، در عالم حکمت و نظمی نهفته است که در برابر هر شرّی، خیری یا درمانی قرار داده است.

شرح

ابتدا باید بگویم که این بیت، گوهری است در باب «تدبیر الهی در خلقت». مولانا اینجا یک نکتهٔ حیاتی را پیش می‌کشد: عالم، سراسر از جفت‌ها و اضداد تشکیل شده، اما نه به معنای آشوب، بلکه به معنای یک نظمِ غایی. همان‌طور که می‌بینیم، در بیت‌های پیشین می‌فرماید که پلیدی‌ها هستند، اما آب برای پاک کردن آنهاست. سگ و خوک فضولات را شکر و حلوا می‌دانند، اما این به معنای بی‌نظمی نیست.

بیت مورد بحث ما، همین منطق را به اوج می‌رساند. «گرچه ماران زهرافشان می‌کنند»، بله، مار هست و زهرش هم هست، اما بلافاصله در بیت‌های بعد، مولانا از «نحل‌ها» سخن می‌گوید که «می‌نهند از شهد انبار شکر». یعنی در برابر زهر، شهد است؛ در برابر تلخی، شیرینی. این‌طور نیست که فقط یک روی سکه را ببینیم و گمان کنیم جهان پر از شر و آسیب است. بی‌تردید، در برابر هر "زهر"ی، "تریاق"ی، و در مقابل هر "تلخ‌کامی"، "شیرینی"ای نهاده شده است.

این تدبیر الهی تنها به معنای پادزهر فیزیکی نیست؛ این یک اصل وجودشناختی است. عالم طبیعت، که مولانا آن را «عالم اسفل» می‌خواند، بر خلاف عوالم بالا، دارای دو صفت بنیادین است: «اضداد» و «اعداد». یعنی این جهان همواره درگیر تضادها و کثرت‌هاست. مار و زهرش یک وجه از این تضاد است، و زنبور و شهدش وجه دیگر. حیات همین توازن بین این تضادهاست.

سپس مولانا به تندی از این نکته نتیجه می‌گیرد که «این جهان جنگ است کل چون بنگری». این مفهوم «جنگ» یا تضاد، نه صرفاً دعوا و نزاع، بلکه نیروی محرکهٔ عالم است. تضاد، ویژگی ذاتی این جهان است و از همین روست که جهان فانی می‌شود، زیرا اضداد سرانجام یکدیگر را تجزیه می‌کنند. اما در دل این «جنگ»، یک «یفعل ما یشا»ی الهی نهفته است؛ یک تدبیر که هر آنچه در نظر ما شرّ می‌نماید، در جای خود وظیفه‌ای دارد و در جایی دیگر به کمال می‌رسد، و برای هر شرّی، خیری در مقابل آفریده شده است. این جهان‌بینی، تصویری از عدالت و توازن مطلق الهی را به دست می‌دهد.

نکات کلیدی

  • جهان، با وجود تلخی‌ها و زهرها، بر پایهٔ حکمت و تدبیر الهی بنا شده است.
  • هر پلیدی یا آسیبی در عالم، در برابر خود یک ضد یا پادزهر دارد که جهان را متعادل می‌کند.
  • تضادها و اضداد، از ویژگی‌های بنیادی عالم طبیعت هستند و نه تنها مایه‌ی آشوب نیستند، بلکه اصل پویایی و تدبیر الهی‌اند.
  • مولانا جهان را صحنهٔ «جنگ کل» می‌داند که نیروی محرکهٔ هستی‌ست و در نهایت به تعادل و زوال می‌انجامد.

Sources: d6-s01 · 00:58:30 d6-s01 · 01:01:12

به زبانِ تو — Tu idioma · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.