Leer Libro 6 Historia del Sadr-i Jahan de Bujará, a quien todo mendigo que pedía verbalmente quedaba privado de su generosidad pública. Y aquel sabio derviche, por olvido, excesiva codicia y prisa, pidió verbalmente al Sadr-i Jahan en su comitiva, y él se apartó. Y cada día inventaba una nueva treta, a veces se disfrazaba de mujer bajo un velo, a veces se cegaba, y él lo reconocía por su sagacidad, hasta el final. Verso 3808

M6:3808 — هر که کردی ناگهان با لب سؤال / زو نبردی زین گنه یک حبه مال

هر که کردی ناگهان با لب سؤالزو نبردی زین گنه یک حبه مال
✦ Renderizar este beyt en Español

M6:3808

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de sus conferencias grabadas sobre el Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر آن کس که ناگهان با لب خویش چیزی طلب می‌کرد، به سبب این گناه (که با زبان درخواست کند)، حتی یک دانه مال هم از او دریافت نمی‌کرد. معنا: این بیت بیان می‌کند که آن بخشندهٔ بی‌توقع، به نیازمندانی که خاموش بودند عطا می‌کرد و هر کس که با زبان چیزی می‌خواست، به دلیل این درخواست کلامی، از بخشش او بی‌بهره می‌ماند.

شرح

این بیت، از داستان «صدر جهان» بخارایی، حکایت از خویی کریمانه دارد که نه تنها بی‌توقع است، بلکه هرگونه توقع و حتی زبان‌آوری را در مقام بخشش گناه می‌انگارد. این خواجهٔ بخشنده، عطایای خود را همچون خورشید و ماه نثار می‌کرد؛ بی‌مزد و بی‌منت و بی‌انتظار بازگشتی، چرا که «محض بخش، محض مهر و داوری و رحمت‌اند / همچو حق بی‌علت و بی‌منت‌اند.» (d6-s85 [00:19:00]) او بر این باور بود که بخشش باید کاملاً بی‌علت باشد، یعنی نه تنها نباید در پی پاداشی باشد، بلکه حتی نباید در قبال درخواست کسی صورت گیرد. این «پاک‌بازی» در بخشش، غایت کمال یک سالک است، جایی که فرد «پاک و خالص می‌بازد و منتظر بازگشتی، متوقع پاداشی، چیزی نیست.» (d6-s85 [00:17:30])

در نظام بخشش او، درخواست با زبان، نوعی نقص و ایراد محسوب می‌شد. مولانا اینجا به صراحت می‌گوید که «هر که کردی ناگهان با لب سؤال / زو نبردی زین گنه یک حبه مال.» (d6-s85 [00:24:45]) این «گنه» از کجا می‌آید؟ از این گمان که گویی بخشنده از حال نیازمند بی‌خبر است یا اینکه بخشش او مشروط به طلب است. این نه تنها توهین به معرفت و کرم بخشنده است، بلکه رتبهٔ بخشش را از یک فیض الهی به یک معاملهٔ انسانی فرو می‌کاهد. کسانی که خاموش و «دیواروش» کنار راه می‌ایستادند، بدون کلامی، عطایای زرین را دریافت می‌کردند. این خاموشی نشانهٔ کمال معرفت و توکل به کرم بی‌منتهای بخشنده است؛ کما اینکه پیامبر (ص) فرمودند: «من صمت منکم نجا»، هر که سکوت کند نجات می‌یابد. (d6-s85 [00:25:30]) این سکوت، سکوتِ بی‌خبری نیست، بلکه سکوتِ اطمینان و اعتماد است، اعترافی است به اینکه او که می‌بخشد، خود دانای به نیاز است و نیازی به گویایی ما نیست.

این نگرش مولانا در تضاد عمیقی با فلسفه‌هایی است که درخواست را حق یا حتی وظیفهٔ انسان می‌دانند. اینجا، بخشش چون جویباری است که خود به خود روان است و هر سدی، حتی سدِ کلام، مسیر آن را دگرگون می‌کند. عطای خالص، به تعبیر دیگر، همچون نور خورشید است که در تابش خود هیچ تردیدی نمی‌کند و محاسبه‌ای ندارد؛ «محض بخشش است، محض فتوت است و یک مثالی از عاشقی‌ست که همه چیز خودش را به دیگری می‌دهد.» (d6-s85 [00:20:45]) طلب کردن، در این فضا، نوعی تردید است در سخاوت ازلی که همیشه جاری است. این حکایت، درسی فراتر از ادب معیشت می‌دهد؛ درسی در باب توکل و ایمان به کرم خداوند که همیشه بر احوال بندگانش آگاه است و بی‌نیاز از هرگونه درخواست و میانجی‌گری، فیض می‌بخشد. در این وادی، خاموشی خود زبان است و سکوت، بهترین دعا.

نکات کلیدی

  • فضیلت خاموشی و دریافت بی‌توقع در برابر درخواست آشکار.
  • بخشش حقیقی، بی‌قید و شرط و بی‌مقدمه است.
  • طلب کردن با زبان، در این چارچوب، 'گناه'ی علیه خلوص فیض الهی است.
  • جود الهی بی‌انتظار تقاضای کلامی عمل می‌کند.
  • دانایی مطلق بخشنده، نیاز به واژه‌ها را منتفی می‌سازد.

Sources: d6-s85 · 00:15:40 d6-s85 · 00:17:30 d6-s85 · 00:19:00 d6-s85 · 00:20:45 d6-s85 · 00:24:45 d6-s85 · 00:25:30

به زبانِ تو — Tu idioma · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.