Diván de Shams Gazal 1314 Beyt 2 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۱۴

  1. دهان بر می‌نهاد او دست یعنی دم مزن خامش و می‌فرمود چشم او درآ در کار پنهانک

G1314:2

Tu idioma

Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:

Comentario sobre este beyt

Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:

El gazal completo ↗

  1. 1 به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک·شب آمد چون مه تابان شه خون خوار پنهانک
  2. 2 دهان بر می‌نهاد او دست یعنی دم مزن خامش·و می‌فرمود چشم او درآ در کار پنهانک
  3. 3 چو کرد آن لطف او مستم در گلزار بشکستم·همی‌دزدیدم آن گل‌ها از آن گلزار پنهانک
  4. 4 بدو گفتم که ای دلبر چه مکرانگیز و عیاری·برانگیزان یکی مکری خوش ای عیار پنهانک
  5. 5 بنه بر گوش من آن لب اگر چه خلوتست و شب·مهل تا برزند بادی بر آن اسرار پنهانک
  6. 6 از آن اسرار عاشق کش مشو امشب مها خامش·نوای چنگ عشرت را بجنبان تار پنهانک
  7. 7 بده ای دلبر خندان به رسم صدقه پنهان·از آن دو لعل جان افزای شکربار پنهانک
  8. 8 که غمازان همه مستند اندر خواب گفت آری·ولیکن هست از این مستان یکی هشیار پنهانک
  9. 9 مکن ای شمس تبریزی چنین تندی چنین تیزی·کجا یابم تو را ای شاه دیگربار پنهانک

ganjoor: sh1314 · public domain