Diván de Shams Gazal 1317 Beyt 2 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۱۷

  1. چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کو مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک

G1317:2

Tu idioma

Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:

Comentario sobre este beyt

Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:

El gazal completo ↗

  1. 1 آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک·شنگینک و منگینک سربسته به زرینک
  2. 2 چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کو·مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک
  3. 3 گوید اجلش کای خر کو آن همه کر و فر·وان سبلت و آن بینی وان کبرک و آن کینک
  4. 4 کو شاهد و کو شادی مفرش به کیان دادی·خشتست تو را بالین خاکست نهالینک
  5. 5 ترک خور و خفتن گو رو دین حقیقی جو·تا میر ابد باشی بی‌رسمک و آیینک
  6. 6 بی‌جان مکن این جان را سرگین مکن این نان را·ای آنک فکندی تو در در تک سرگینک
  7. 7 ما بسته سرگین دان از بهر دریم ای جان·بشکسته شو و در جو ای سرکش خودبینک
  8. 8 چون مرد خدابینی مردی کن و خدمت کن·چون رنج و بلا بینی در رخ مفکن چینک
  9. 9 این هجو منست ای تن وان میر منم هم من·تا چند سخن گفتن از سینک و از شینک
  10. 10 شمس الحق تبریزی خود آب حیاتی تو·وان آب کجا یابد جز دیده نمگینک

ganjoor: sh1317 · public domain