Diván de Shams› Gazal 166› Beyt 5 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۶
- نه قرار ماند و نی دل به دعای او ز یاری که به خون ماست تشنه که خداش یار بادا
G166:5
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا·صنمی که بر جمالش دو جهان نثار بادا
- 2 ز بگاه میر خوبان به شکار میخرامد·که به تیر غمزه او دل ما شکار بادا
- 3 به دو چشم من ز چشمش چه پیامهاست هر دم·که دو چشم از پیامش خوش و پرخمار بادا
- 4 در زاهدی شکستم به دعا نمود نفرین·که برو که روزگارت همه بیقرار بادا
- 5 نه قرار ماند و نی دل به دعای او ز یاری·که به خون ماست تشنه که خداش یار بادا
- 6 تن ما به ماه ماند که ز عشق میگدازد·دل ما چو چنگ زهره که گسسته تار بادا
- 7 به گداز ماه منگر به گسستگی زهره·تو حلاوت غمش بین که یکش هزار بادا
- 8 چه عروسیست در جان که جهان ز عکس رویش·چو دو دست نوعروسان تر و پرنگار بادا
- 9 به عذار جسم منگر که بپوسد و بریزد·به عذار جان نگر که خوش و خوش عذار بادا
- 10 تن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستان·که به رغم این دو ناخوش ابدا بهار بادا
- 11 که قوام این دو ناخوش به چهار عنصر آمد·که قوام بندگانت به جز این چهار بادا
ganjoor: sh166 · public domain