Diván de Shams› Gazal 1862› Beyt 3 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۶۲
- دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیری وان خون دل زر را در ساغر صهبا کن
G1862:3
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن·صد جان به عوض بستان وان شیوه تو با ما کن
- 2 عیسی چو توی ما را همکاسه مریم کن·طنبور دل ما را هم ناله سرنا کن
- 3 دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیری·وان خون دل زر را در ساغر صهبا کن
- 4 جمعیت رندان را بر شاهد نقدی زن·ور زهد سخن گوید تو وعده به فردا کن
- 5 دیوانه و مستی را خواهی که بشورانی·زنجیر خودم بنما وز دور تماشا کن
- 6 دیدم ز تو من نقشی بر کالبدی بسته·جان گفت علی الله گو دل گفت علالا کن
- 7 زان روز من مسکین بیعقل شدم بیدین·زان زلف خوش مشکین ما را تو چلیپا کن
- 8 زنار ببند ای دل در دیر بکن منزل·زان راهب پرحاصل یک بوسه تقاضا کن
- 9 در چهره مخدومی شمس الحق تبریزی·گر رغبت ما بینی این قصه غرا کن
ganjoor: sh1862 · public domain