Diván de Shams Gazal 1975 Beyt 6 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۷۵

  1. جان من همچون عصا چون دستبوس او بیافت پس چو موسی درفکندش جان کنون افعی است آن

G1975:6

Tu idioma

Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:

Comentario sobre este beyt

Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:

El gazal completo ↗

  1. 1 عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن·این خیال شمس دین یا خود دو صد عیسی است آن
  2. 2 گر همه معنی است پس این چهره چون ماه چیست·صورتش چون گویم آخر چون همه معنی است آن
  3. 3 خواه این و خواه آن باری از آن فتنه لبش·جان ما رقصان و خوش سرمست و سودایی است آن
  4. 4 نیک بنگر در رخ من در فراق جان جان·بی دل و جان می نویسد گرچه در انشی است آن
  5. 5 من چه گویم خود عطارد با همه جان‌های پاک·از برای پاکی او عاشق املی است آن
  6. 6 جان من همچون عصا چون دستبوس او بیافت·پس چو موسی درفکندش جان کنون افعی است آن
  7. 7 دیده من در فراق دولت احیای او·در میان خندان شده در قدرت مولی است آن
  8. 8 هرک او اندر رکاب شاه شمس الدین دوید·فارغ از دنیا و عقبی آخر و اولی است آن
  9. 9 و آنک او بوسید دستش خود چه گویم بهر او·عاقلان دانند کان خود در شرف اولی است آن
  10. 10 جسم او چون دید جانم زود ایمان تازه کرد·گفتمش چه گفت بنگر معجزه کبری است آن
  11. 11 فر تبریز است از فر و جمال آن رخی·کان غبین و حسرت صد آزر و مانی است آن

ganjoor: sh1975 · public domain