Diván de Shams› Gazal 2028› Beyt 7 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۲۸
- گفتا به عشق رستی از عالم کشاکش کان جا همیکشیدی بیگار تا به گردن
G2028:7
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 گرچه بسی نشستم در نار تا به گردن·اکنون در آب وصلم با یار تا به گردن
- 2 گفتم که تا به گردن در لطفهات غرقم·قانع نگشت از من دلدار تا به گردن
- 3 گفتا که سر قدم کن تا قعر عشق میرو·زیرا که راست ناید این کار تا به گردن
- 4 گفتم سر من ای جان نعلین توست لیکن·قانع شو ای دو دیده این بار تا به گردن
- 5 گفتا تو کم ز خاری کز انتظار گلها·در خاک بود نُه مَه آن خار تا به گردن
- 6 گفتم که خار چه بود کز بهر گلستانت·در خون چو گل نشستم بسیار تا به گردن
- 7 گفتا به عشق رستی از عالم کشاکش·کان جا همیکشیدی بیگار تا به گردن
- 8 رستی ز عالم اما از خویشتن نرستی·عار است هستی تو وین عار تا به گردن
- 9 عیاروار کم نه تو دام و حیله کم کن·در دام خویش ماند عیار تا به گردن
- 10 دامی است دام دنیا کز وی شهان و شیران·ماندند چون سگ اندر مردار تا به گردن
- 11 دامی است طرفهتر زین کز وی فتاده بینی·بیعقل تا به کعب و هشیار تا به گردن
- 12 بس کن ز گفتن آخر کان دم بود بریده·کز تاسه نبود آخر گفتار تا به گردن
ganjoor: sh2028 · public domain