Diván de Shams› Gazal 2055› Beyt 8 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۵۵
- گاه به دزدی درآ کیسه دل را ببُر گاه مرا دزد گیر گو که منم پاسبان
G2055:8
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 مست شدی عاقبت آمدی اندر میان·مست ز خود میشوی کیست دگر در جهان
- 2 عاقبت امر رَست مرغ فلک از قفس·عاقبت امر جَست تیر مراد از کمان
- 3 چند زنیم ای کریم طبل تو زیر گلیم·چند کنیم ای ندیم مستی خود را نهان
- 4 بازرسید از الست کار برون شد ز دست·فاش بود فاش مست خاصه ز بوی دهان
- 5 دارد طامات ما بوی خرابات ما·هست شرابات ما از کف شاهنشهان
- 6 جمله اجزای خاک روح شد و جان پاک·عالم خاکش مخوان مایه اکسیر خوان
- 7 تو کمری ما میان یا تو میان ما کمر·گر کمری گر میان بیتو مبا گر میان
- 8 گاه به دزدی درآ کیسه دل را ببُر·گاه مرا دزد گیر گو که منم پاسبان
- 9 گه بربا همچون گرگ بره درویش را·گه سگ بر من گمار هایکنان چون شبان
- 10 چون تو ندیدهست کس کس توی ای جان و بس·نادرهای در جهان اسب وفا درجهان
- 11 گرچه جهان است عشق جان و جهان است عشق·گرچه نهان است یار هست سَرِ سَر نهان
- 12 چشم تو با چشمِ من گفت چه مطمع کسی·هم بخوری قند ما هم ببری ارمغان
- 13 هر تن و هر جان که هست خاک تو بودهست مست·غافلشان کردهای زان هوس بینشان
- 14 باز چو ناگه کنی سلسلهجنبانیی·شور برآرد به کبر از جهت امتحان
- 15 کافر و مؤمن مگو فاسق و محسن مجو·جمله خراب تواند بر همه افسون بخوان
- 16 کیست که مست تو نیست عشوهپرست تو نیست·مهره دست تو نیست دست کرم برفشان
- 17 سختتر از کوه چیست چونک به تو بنگریست·زنده شد از عشق زیست شهره شد اندر زمان
ganjoor: sh2055 · public domain