Diván de Shams› Gazal 2413› Beyt 7 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۱۳
- میان دل چو برآید غبار و طبل و علم هزار سنجق هستی ببین تو بشکسته
G2413:7
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 عجب دلی که به عشق بت است پیوسته·عجبتر این که بتش پیش او است بنشسته
- 2 بمال چشم دلا بهترک از این بنگر·مدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته
- 3 دو کف به سوی دعا سوی بحر میرانی·نه گوهر تو به جیب تو است پیوسته
- 4 خنک کسی که ورا دست گرد جیب بود·که او لطیف و سبک روح گشت و برجسته
- 5 اگر چه هر طرفی بازگشت در طلبش·از آن طلب چو به خود وانگشت شد خسته
- 6 میان گلبن دل جان بخسته از خاری·ببین دلا تو ز خاری هزار گلدسته
- 7 میان دل چو برآید غبار و طبل و علم·هزار سنجق هستی ببین تو بشکسته
- 8 بیا به شهر عدم درنگر در آن مستان·ببین ز خویش و هزاران چو خویش وارسته
- 9 نهاده هر دو قدم شاد در سرای بقا·و زین بساط فنا هر دو دست خود شسته
ganjoor: sh2413 · public domain