Diván de Shams Gazal 2564 Beyt 1 siguiente →

Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۶۴

  1. گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی ای دولت و اقبالم آخر نه توام هستی

G2564:1

Tu idioma

Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:

Comentario sobre este beyt

Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:

El gazal completo ↗

  1. 1 گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی·ای دولت و اقبالم آخر نه توام هستی
  2. 2 رستن ز جهان شک هرگز نبود اندک·خاک کف پای شه کی باشد سردستی
  3. 3 ای طوطی جان پر زن بر خرمن شکر زن·بر عمر موفر زن کز بند قفس رستی
  4. 4 ای جان سوی جانان رو در حلقه مردان رو·در روضه و بستان رو کز هستی خود جستی
  5. 5 در حیرت تو ماندم از گریه و از خنده·با رفعت تو رستم از رفعت و از پستی
  6. 6 ای دل بزن انگشتک بی‌زحمت لی و لک·در دولت پیوسته رفتی و بپیوستی
  7. 7 آن باده فروش تو بس گفت به گوش تو·جان‌ها بپرستندت گر جسم بنپرستی
  8. 8 ای خواجه شنگولی ای فتنه صد لولی·بشتاب چه می مولی آخر دل ما خستی
  9. 9 گر خیر و شرت باشد ور کر و فرت باشد·ور صد هنرت باشد آخر نه در آن شستی
  10. 10 چالاک کسی یارا با آن دل چون خارا·تا ره نزدی ما را از پای بننشستی
  11. 11 درجست در این گفتن بنمودن و بنهفتن·یک پرده برافکندی صد پرده نو بستی

ganjoor: sh2564 · public domain