Diván de Shams› Gazal 2956› Beyt 4 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۵۶
- هستی تو از سر و بن در چشم خویش ناخن زنار روم گم کن در عشق زلف شامی
G2956:4
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی·تا یک به یک بدانی اسرار را تمامی
- 2 ای عاشق الهی ناموس خلق خواهی·ناموس و پادشاهی در عشق هست خامی
- 3 عاشق چو قند باید بیچون و چند باید·جانی بلند باید کان حضرتی است سامی
- 4 هستی تو از سر و بن در چشم خویش ناخن·زنار روم گم کن در عشق زلف شامی
- 5 در عشق علم جهل است ناموس علم سهل است·نادان علم اهل است دانای علم عامی
- 6 از کوی بینشانش زان سوی جهل و دانش·وز جان جان جانش عشق آمدت سلامی
- 7 بر بام عشق بیتن دیدم چو ماه روشن·بر در بماندهام من زان شیوههای بامی
- 8 گر مست و گر میم من نی از دف و نیم من·از شیوه ویم من مست شراب جامی
- 9 آن چهرهی چو آتش در زیر زلف دلکش·گردن ببسته جان خوش در حلقههای دامی
- 10 گوید غمت ز تیزی وقتی که خون تو ریزی·کای دل تو خود چه چیزی وی جان تو خود کدامی
- 11 ای جان شبی که زادی آن شب سری نهادی·دادی تو آنچ دادی وز جان مطیع و رامی
- 12 ای روح برپریدی بر ساحلی چریدی·دل دادی و خریدی آن را که تش غلامی
- 13 گر رند و گر قلاشی ما را تو خواجه تاشی·ای شمس هر طواشی تبریز را نظامی
ganjoor: sh2956 · public domain