Diván de Shams Gazal 3143 Beyt 4 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۴۳

  1. عاشقان را چه سود دارد پند سیل شان برد رو چه می‌جویی

G3143:4

Tu idioma

Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:

Comentario sobre este beyt

Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:

El gazal completo ↗

  1. 1 مستی و عاشقانه می‌گویی·تو غریبی و یا از این کویی
  2. 2 پیش آن چشم‌های جادوی تو·چون نباشد حرام جادویی
  3. 3 پیش رویت چو قرص مه خجلست·به چه رو کرد زهره بی‌رویی
  4. 4 عاشقان را چه سود دارد پند·سیل شان برد رو چه می‌جویی
  5. 5 تو چه دانی ز خوبی بت ما·ما از آن سو و تو از این سویی
  6. 6 ما ز دستان او ز دست شدیم·دست از ما چرا نمی‌شویی
  7. 7 رو به میدان عشق سجده کنان·پیش چوگان عشق چون گویی
  8. 8 پیش آن چشم‌های ترکانه·بنده‌ای و کمینه هندویی
  9. 9 به ستیزه در این حرم ای صبر·گاه لاله و گاه لولویی
  10. 10 آفتابا نه حد تو پیداست·که نه در خانه ترازویی
  11. 11 هله ای ماه خویش را بشناس·نی به وقت محاق چون مویی
  12. 12 هله ای زهره زیر چادر رو·رو نداری وقیحه بانویی
  13. 13 تو بیا ای کمال صورت عشق·نور ذات حقی و یا اویی
  14. 14 اندر این ره نماند پای مرا·زانوم را نماند زانویی
  15. 15 همچو کشتی روم به پهلو من·ای دل من هزارپهلویی
  16. 16 مست و بی‌خویش می‌روی چپ و راست·سوی بی‌چپ و راست می‌پویی
  17. 17 نی چپست و نه راست در جانست·بو ز جان یابی ار بینبویی
  18. 18 ز آن شکر روی اگر بگردانی·گر نباتی بدان که بدخویی
  19. 19 ور تو دیوی و رو بدو آری·الله الله چه ماهِ دَه تویی
  20. 20 دلم از جا رود چو گویم او·همه اوها غلام این اویی
  21. 21 هین ز خوهای او یکی بشنو·گاه شیری کند گه آهویی
  22. 22 هین خمش که ار دیده کف نکند·نکند سیب و نار آلویی

ganjoor: sh3143 · public domain