Diván de Shams› Gazal 3202› Beyt 10 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۳۲۰۲
- وز خون جگر پرخون شدهام باری بنگر تا چون شدهام
G3202:10
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 هذا سیدی، هذا سندی·هذا سکنی، هذا مددی
- 2 هذا کنفی، هذا عمدی·هذا ازلی، هذا ابدی
- 3 یا من وجهه، ضعف القمر·یا من قده صعفالشجر
- 4 یا من زارنی، وقتالسحر·یا من عشقه نور نظری
- 5 گر تو بدوی، ور تو بپری·زین دلبر جان، خود جان نبری
- 6 ور جان ببری از دست غمش·از مرده خری، والله بتری
- 7 ایلا کلیمو ایلا شاهمو·خراذی دیذیس ذوزمس آنیمو
- 8 پوذپسه بنی، پوپونی لالی·میذن چاکوس کالی تو یالی
- 9 از لیلی خود مجنون شدهام·وز صد مجنون افزون شدهام
- 10 وز خون جگر پرخون شدهام·باری بنگر تا چون شدهام
- 11 گر زانک مرا زین جان بکشی·من غرقه شوم، در عین خوشی
- 12 دریا شود این دو چشم سرم·گر گوش مرا زان سو بکشی
- 13 یا منبسطا فی تربیتی·یا مبتشرا فی تهنیتی
- 14 ان کنت تری ان تقتلنی·یا قاتلنا انت دیتی
- 15 گر خویش تو بر مستی بزنی·هستی تو بر هستی بزنی
- 16 در حلقه درآ بهر دل ما·شکلی بکنی دستی بزنی
- 17 صدگونه خوشی دیدم ز کسی·گفتم که: « لبت »، گفتا: « نچشی »
- 18 بر گورم اگر آیی بنگر·پرعشق بود چشمم ز کشی
- 19 آن باغ بود بیصورت بر·وآن گنج بود بیصورت زر
- 20 شب عیش بود بینقل و سمر·لاتسألنی زان چیز دگر
ganjoor: sh3202 · public domain