Diván de Shams Gazal 446 Beyt 10 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۴۴۶

  1. چندان بنوش می که بمانی ز گفت و گو آخر نه عاشقی و نه این عشق میکده‌ست

G446:10

Tu idioma

Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:

Comentario sobre este beyt

Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:

El gazal completo ↗

  1. 1 گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست·از عشق برنگردد آن کس که دلشده‌ست
  2. 2 مه نور می‌فشاند و سگ بانگ می‌کند·مه را چه جرم خاصیت سگ چنین بده‌ست
  3. 3 کوهست نیست که که به بادی ز جا رود·آن گله پشه‌ست که بادیش ره زده‌ست
  4. 4 گر قاعده است این که ملامت بود ز عشق·کری گوش عشق از آن نیز قاعده‌ست
  5. 5 ویرانی دو کون در این ره عمارتست·ترک همه فواید در عشق فایده‌ست
  6. 6 عیسی ز چرخ چارم می‌گوید الصلا·دست و دهان بشوی که هنگام مایده‌ست
  7. 7 رو محو یار شو به خرابات نیستی·هر جا دو مست باشد ناچار عربده‌ست
  8. 8 در بارگاه دیو درآیی که داد داد·داد از خدای خواه که این جا همه دده‌ست
  9. 9 گفته‌ست مصطفی که ز زن مشورت مگیر·این نفس ما زن‌ست اگر چه که زاهده‌ست
  10. 10 چندان بنوش می که بمانی ز گفت و گو·آخر نه عاشقی و نه این عشق میکده‌ست
  11. 11 گر نظم و نثر گویی چون زر جعفری·آن سو که جعفرست خرافات فاسده‌ست

ganjoor: sh446 · public domain