Diván de Shams Gazal 449 Beyt 16 ← anterior

Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۴۴۹

  1. همچون قمر بتافت ز تبریز شمس دین نی خود قمر چه باشد کان روی اقمرست

G449:16

Tu idioma

Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:

Comentario sobre este beyt

Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:

El gazal completo ↗

  1. 1 جانا جمال روح بسی خوب و بافرست·لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست
  2. 2 ای آنک سال‌ها صفت روح می‌کنی·بنمای یک صفت که به ذاتش برابرست
  3. 3 در دیده می‌فزاید نور از خیال او·با این همه به پیش وصالش مکدرست
  4. 4 ماندم دهان باز ز تعظیم آن جمال·هر لحظه بر زبان و دل الله اکبرست
  5. 5 دل یافت دیده‌ای که مقیم هوای توست·آوه که آن هوا چه دل و دیده پرورست
  6. 6 از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن·کان‌ها به او نماند او چیز دیگرست
  7. 7 چاکرنوازیست که کردست عشق تو·ور نی کجا دلی که بدان عشق درخورست
  8. 8 هر دل که او نخفت شبی در هوای تو·چون روز روشنست و هوا زو منورست
  9. 9 هر کس که بی‌مراد شد او چون مرید توست·بی صورت مراد مرادش میسرست
  10. 10 هر دوزخی که سوخت و در این عشق اوفتاد·در کوثر اوفتاد که عشق تو کوثرست
  11. 11 پایم نمی‌رسد به زمین از امید وصل·هر چند از فراق توام دست بر سرست
  12. 12 غمگین مشو دلا تو از این ظلم دشمنان·اندیشه کن در این که دلارام داورست
  13. 13 از روی زعفران من ار شاد شد عدو·نی روی زعفران من از ورد احمرست
  14. 14 چون برترست خوبی معشوقم از صفت·دردم چه فربه‌ست و مدیحم چه لاغرست
  15. 15 آری چو قاعده‌ست که رنجور زار را·هر چند رنج بیش بود ناله کمترست
  16. 16 همچون قمر بتافت ز تبریز شمس دین·نی خود قمر چه باشد کان روی اقمرست

ganjoor: sh449 · public domain