Diván de Shams Gazal 460 Beyt 11 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۴۶۰

  1. گر نه کژی همچو چنگ واسطه نای چیست؟ در هوس آن سری اوست که هم پای ماست

G460:11

Tu idioma

Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:

Comentario sobre este beyt

Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:

El gazal completo ↗

  1. 1 عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست·سایه‌ی زلفین تو در دو جهان جای ماست
  2. 2 از قد و بالای اوست عشق که بالا گرفت·و آنک بشد غرق عشق قامت و بالای ماست
  3. 3 هر گل سرخی که هست از مدد خون ماست·هر گل زردی که رُست رُسته ز صفرای ماست
  4. 4 هر چه تصور کنی خواجه که همتاش نیست·عاشق و مسکین آن بی‌ضد و همتای ماست
  5. 5 از سبب هجر اوست شب که سیه‌پوش گشت·توی به تو دودِ شب ز آتش سودای ماست
  6. 6 نیست ز من باورت؟ این سخن از شب بپرس·تا بدهد شرح آنک فتنه فردای ماست
  7. 7 شب چه بود روز نیز شهره و رسوای اوست·کاهش مه از غمِ ماه دل‌افزای ماست
  8. 8 آه! که از هر دو کون تا چه نهان بوده‌ای·خه! که نهانی چنین شهره و پیدای ماست
  9. 9 زان سوی لوح وجود مکتب عشاق بود·و آنچ ز لوحش نمود آن همه اسمای ماست
  10. 10 اول و پایان راه از اثر پای ماست·ناطقه و نفس کل ناله سرنای ماست
  11. 11 گر نه کژی همچو چنگ واسطه نای چیست؟·در هوس آن سری اوست که هم پای ماست
  12. 12 گرچه که ما هم کژیم در صفت جسم خویش·بر سر منشور عشق جسمِ چو طغرای ماست
  13. 13 رخت به تبریز برد مفخر جان شمس دین·بازبیاریم زود کان همه کالای ماست

ganjoor: sh460 · public domain