Diván de Shams› Gazal 842› Beyt 7 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۸۴۲
- هر سو که هست مستم چوگان او پرستم در عین نیست هستم تا حکم خود براند
G842:7
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 آن ماه کو ز خوبی بر جمله میدواند·ای عاشقان شما را پیغام میرساند
- 2 سوی شما نبشت او بر روی بنده سطری·خط خوان کیست این جا کاین سطر را بخواند
- 3 نقشش ز زعفران است وین سطر سر جانست·هر حرف آتشی نو در دل همینشاند
- 4 کنجی و عشق و دلقی ما از کجا و خلقی·لیک او گرفته حلقی ما را همیکشاند
- 5 بی دست و پا چو گویی سوی وییم غلطان·چوگان زلف ما را این سو همیدواند
- 6 چون این طرف دویدم چوگانش حمله آرد·سوی خودم کشاند این سر بگو کی داند
- 7 هر سو که هست مستم چوگان او پرستم·در عین نیست هستم تا حکم خود براند
- 8 گر زانک تو ملولی با خفتگان بنه سر·زیرا فسردگان را هم خواب وارهاند
- 9 آن جا که شمس دینم پیدا شود به تبریز·والله که در دو عالم نی درد و درد ماند
ganjoor: sh842 · public domain