Diván de Shams› Gazal 869› Beyt 10 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۸۶۹
- سیب زنخ چو دیدی میدان درخت سیب بهر نمونه آمد این نیست بهر خورد
G869:10
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 خیاط روزگار به بالای هیچ مرد·پیراهنی ندوخت که آن را قبا نکرد
- 2 بنگر هزار گول سلیم اندر این جهان·دامان زر دهند و خرند از بلیس درد
- 3 گلهای رنگ رنگ که پیش تو نقلهاست·تو می خوری از آن و رخت میکنند زرد
- 4 ای مرده را کنار گرفته که جان من·آخر کنار مرده کند جان و جسم سرد
- 5 خو با خدای کن که از این نقشهای دیو·خواهی شدن به وقت اجل بیمراد فرد
- 6 پاها مکش دراز بر این خوش بساط خاک·کاین بستریست عاریه میترس از نورد
- 7 مفکن گزافه مهره در این طاس روزگار·پرهیز از آن حریف که هست اوستاد نرد
- 8 منگر به گرد تن بنگر در سوار روح·میجو سوار را به نظر در میان گرد
- 9 رخسارهای چون گل لابد ز گلشنیست·گلزار اگر نباشد پس از کجاست ورد
- 10 سیب زنخ چو دیدی میدان درخت سیب·بهر نمونه آمد این نیست بهر خورد
- 11 همت بلند دار که با همت خسیس·چاوش پادشاه براند تو را که برد
- 12 خاموش کن ز حرف و سخن بیحروف گوی·چون ناطقه ملایکه بر سقف لاجورد
ganjoor: sh869 · public domain