Diván de Shams› Gazal 887› Beyt 9 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۸۸۷
- سبزه دمیده ز آب بر دل و جان خراب صبح گشاده نقاب ذلک یوم الخلود
G887:9
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود·جان نبرد خود ز شیر روبه کور و کبود
- 2 قاصد ره داد شیر ور نه که باور کند·این چه که روباه لنگ دنبه ز شیری ربود
- 3 گفت که گرگی بخورد یوسف یعقوب را·شیر فلک هم بر او پنجه نیارد گشود
- 4 هر نفس الهام حق حارس دلهای ماست·از دل ما کی برد میمنه دیو حسود
- 5 دست حق آمد دراز با کف حق کژ مباز·در ره حق هر که کاشت دانهٔ جو، جو درود
- 6 هر که تو را کرد خوار رو به خدایش سپار·هر کی بترساندت روی به حق آر زود
- 7 غصه و ترس و بلا هست کمند خدا·گوش کشان آردت رنج به درگاه جود
- 8 یارب و یارب کنان روی سوی آسمان·آب ز دیده روان بر رخ زردت چو رود
- 9 سبزه دمیده ز آب بر دل و جان خراب·صبح گشاده نقاب ذلک یوم الخلود
- 10 گر سر فرعون را درد بدی و بلا·لاف خدایی کجا دردهدی آن عنود
- 11 چون دم غرقش رسید گفت اقل العبید·کفر شد ایمان و دید چونک بلا رو نمود
- 12 رنج ز تن برمدار در تک نیلش درآر·تا تن فرعون وار پاک شود از جحود
- 13 نفس به مصرست امیر در تک نیلست اسیر·باش بر او جبرئیل دود برآور ز عود
- 14 عود بخیلست او بو نرساند به تو·راز نخواهد گشا تا نکشد نار و دود
- 15 مفخر تبریز گفت شمس حق و دین نهفت·رو ترش از توست عشق سرکه نشاید فزود
ganjoor: sh887 · public domain