Diván de Shams› Gazal 902› Beyt 4 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · غزل شمارهٔ ۹۰۲
- که در سرم ز شرابش نه چشم ماند نه خوابش به دست ساقی نابش مگر سرم چو کدو شد
G902:4
Tu idioma
Aún no hay versión en tu idioma — se genera para todo el gazal a la vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentario sobre este beyt
Aún no escrito — una lectura atenta de este beyt dentro de su gazal:
El gazal completo ↗
- 1 ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد·ز روی پشت و پناهی که پشتها همه رو شد
- 2 دگر نشینم هرگز برای دل که برآید·کجا برآید آن دل که کوی عشق فروشد
- 3 موکلان چو آتش ز عشق سوی من آیند·به سوی عشق گریزم که جمله فتنه از او شد
- 4 که در سرم ز شرابش نه چشم ماند نه خوابش·به دست ساقی نابش مگر سرم چو کدو شد
- 5 به خوان عشق نشستم چشیدم از نمک او·چو لقمه کردم خود را مرا چو عشق گلو شد
- 6 سبو به دست دویدم به جویبار معانی·که آب گشت سبویم چو آب جان به سبو شد
- 7 نماز شام برفتم به سوی طرفه رومی·چو دید بر در خویشم ز بام زود فروشد
- 8 سر از دریچه برون کرد چو شعلههای منور·که بام و خانه و بنده به جملگی همه او شد
- 9 نهیم دست دهان بر که نازکست معانی·ز شمس مفخر تبریز سوخت جان و همو شد
ganjoor: sh902 · public domain