Leer› Libro 1› Sección 166 ← anterior · siguiente →
بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت
El Comandante de los Creyentes responde cuál fue la razón de dejar caer la espada en ese momento
- M1:3797 گفت من تیغ از پی حق میزنمبندهٔ حقم نه مامور تنم
- M1:3798 شیر حقم نیستم شیر هوافعل من بر دین من باشد گوا
- M1:3799 ما رمیت اذ رمیتم در حرابمن چو تیغم وان زننده آفتاب
- M1:3800 رخت خود را من ز ره بر داشتمغیر حق را من عدم انگاشتم
- M1:3801 سایهایام کدخداام آفتابحاجبم من نیستم او را حجاب
- M1:3802 من چو تیغم پر گهرهای وصالزنده گردانم نه کشته در قتال
- M1:3803 خون نپوشد گوهر تیغ مراباد از جا کی برد میغ مرا
- M1:3804 که نیم کوهم ز حلم و صبر و دادکوه را کی در رباید تند باد
- M1:3805 آنک از بادی رود از جا خسیستزانک باد ناموافق خود بسیست
- M1:3806 باد خشم و باد شهوت باد آزبرد او را که نبود اهل نماز
- M1:3807 کوهم و هستی من بنیاد اوستور شوم چون کاه بادم یاد اوست
- M1:3808 جز به باد او نجنبد میل مننیست جز عشق احد سرخیل من
- M1:3809 خشم بر شاهان شه و ما را غلامخشم را هم بستهام زیر لگام
- M1:3810 تیغ حلمم گردن خشمم زدستخشم حق بر من چو رحمت آمدست
- M1:3811 غرق نورم گرچه سقفم شد خرابروضه گشتم گرچه هستم بوتراب
- M1:3812 چون در آمد علتی اندر غزاتیغ را دیدم نهان کردن سزا
- M1:3813 تا احب لله آید نام منتا که ابغض لله آید کام من
- M1:3814 تا که اعطا لله آید جود منتا که امسک لله آید بود من
- M1:3815 بخل من لله عطا لله و بسجمله للهام نیم من آن کس
- M1:3816 وانچ لله میکنم تقلید نیستنیست تخییل و گمان جز دید نیست
- M1:3817 ز اجتهاد و از تحری رستهامآستین بر دامن حق بستهام
- M1:3818 گر همیپرم همیبینم مطارور همیگردم همیبینم مدار
- M1:3819 ور کشم باری بدانم تا کجاماهم و خورشید پیشم پیشوا
- M1:3820 بیش ازین با خلق گفتن روی نیستبحر را گنجایی اندر جوی نیست
- M1:3821 پست میگویم به اندازهٔ عقولعیب نبود این بود کار رسول
- M1:3822 از غرض حرم گواهی حر شنوکه گواهی بندگان نه ارزد دو جو
- M1:3823 در شریعت مر گواهی بنده رانیست قدری وقت دعوی و قضا
- M1:3824 گر هزاران بنده باشندت گواهبر نسنجد شرع ایشان را به کاه
- M1:3825 بندهٔ شهوت بتر نزدیک حقاز غلام و بندگان مسترق
- M1:3826 کین بیک لفظی شود از خواجه حروان زید شیرین میرد سخت مر
- M1:3827 بندهٔ شهوت ندارد خود خلاصجز به فضل ایزد و انعام خاص
- M1:3828 در چهی افتاد کان را غور نیستوان گناه اوست جبر و جور نیست
- M1:3829 در چهی انداخت او خود را که مندرخور قعرش نمییابم رسن
- M1:3830 بس کنم گر این سخن افزون شودخود جگر چه بود که خارا خون شود
- M1:3831 این جگرها خون نشد نه از سختی استغفلت و مشغولی و بدبختی است
- M1:3832 خون شود روزی که خونش سود نیستخون شو آن وقتی که خون مردود نیست
- M1:3833 چون گواهی بندگان مقبول نیستعدل او باشد که بندهٔ غول نیست
- M1:3834 گشت ارسلناک شاهد در نذرزانک بود از کون او حر بن حر
- M1:3835 چونک حرم خشم کی بندد مرانیست اینجا جز صفات حق در آ
- M1:3836 اندر آ کآزاد کردت فضل حقزانک رحمت داشت بر خشمش سبق
- M1:3837 اندر آ اکنون که رستی از خطرسنگ بودی کیمیا کردت گهر
- M1:3838 رستهای از کفر و خارستان اوچون گلی بشکف به سروستان هو
- M1:3839 تو منی و من توم ای محتشمتو علی بودی علی را چون کشم
- M1:3840 معصیت کردی به از هر طاعتیآسمان پیمودهای در ساعتی
- M1:3841 بس خجسته معصیت کان کرد مردنه ز خاری بر دمد اوراق ورد
- M1:3842 نه گناه عمر و قصد رسولمیکشیدش تا بدرگاه قبول
- M1:3843 نه بسحر ساحران فرعونشانمیکشید و گشت دولت عونشان
- M1:3844 گر نبودی سحرشان و آن جحودکی کشیدیشان به فرعون عنود
- M1:3845 کی بدیدندی عصا و معجزاتمعصیت طاعت شد ای قوم عصات
- M1:3846 ناامیدی را خدا گردن زدستچون گنه مانند طاعت آمدست
- M1:3847 چون مبدل میکند او سیئاتطاعتیاش میکند رغم وشات
- M1:3848 زین شود مرجوم شیطان رجیموز حسد او بطرقد گردد دو نیم
- M1:3849 او بکوشد تا گناهی پروردزان گنه ما را به چاهی آورد
- M1:3850 چون ببیند کان گنه شد طاعتیگردد او را نامبارک ساعتی
- M1:3851 اندر آ من در گشادم مر تراتف زدی و تحفه دادم مر ترا
- M1:3852 مر جفاگر را چنینها میدهمپیش پای چپ چه سان سر مینهم
- M1:3853 پس وفاگر را چه بخشم تو بدانگنجها و ملکهای جاودان