Leer› Libro 1› Sección 31 ← anterior · siguiente →
بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا
El visir nombra a cada emir heredero por separado
- M1:656 وانگهانی آن امیران را بخواندیکبیک تنها بهر یک حرف راند
- M1:657 گفت هر یک را بدین عیسوینایب حقّ و خلیفهٔ من توی
- M1:658 وان امیران دگر، اتباع توکَرد عیسی جمله را اشیاع تو
- M1:659 هر امیری کو کِشد گردن، بگیریا بکُش یا خود همی دارش اسیر
- M1:660 لیک تا من زندهام این وا مگوتا نمیرم این ریاست را مجو
- M1:661 تا نمیرم من تو این پیدا مکندعوی شاهی و استیلا مکن
- M1:662 اینک این طومار و احکام مسیحیک بیک بر خوان تو بر امت فصیح
- M1:663 هر امیری را چنین گفت او جدانیست نایب جز تو در دین خدا
- M1:664 هر یکی را کرد او یکیک عزیزهرچه آن را گفت این را گفت نیز
- M1:665 هر یکی را او یکی طومار دادهر یکی ضدّ دگر بود المراد
- M1:666 متن آن طومارها بُد مختلفهمچو شکل حرفها یا تا الف
- M1:667 حکم این طومار ضد حکم آنپیش ازین کردیم این ضد را بیان