Leer Libro 1 Sección 84 ← anterior · siguiente →

بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت

La historia del mercader cuya lora enjaulada le dio un mensaje para las loros de la India cuando iba de viaje de negocios

  1. M1:1553 بود بازرگان و او را طوطییدر قفس محبوس زیبا طوطیی
  2. M1:1554 چونک بازرگان سفر را ساز کردسوی هندستان شدن آغاز کرد
  3. M1:1555 هر غلام و هر کنیزک را ز جودگفت بهر تو چه آرم گوی زود
  4. M1:1556 هر یکی از وی مرادی خواست کردجمله را وعده بداد آن نیک مرد
  5. M1:1557 گفت طوطی را چه خواهی ارمغانکارمت از خطهٔ هندوستان
  6. M1:1558 گفتش آن طوطی که آنجا طوطیانچون ببینی کن ز حال من بیان
  7. M1:1559 کان فلان طوطی که مشتاق شماستاز قضای آسمان در حبس ماست
  8. M1:1560 بر شما کرد او سلام و داد خواستوز شما چاره و ره ارشاد خواست
  9. M1:1561 گفت می‌شاید که من در اشتیاقجان دهم اینجا بمیرم در فراق
  10. M1:1562 این روا باشد که من در بند سختگه شما بر سبزه گاهی بر درخت
  11. M1:1563 این چنین باشد وفای دوستانمن درین حبس و شما در گلستان
  12. M1:1564 یاد آرید ای مهان زین مرغِ زاریک صبوحی در میان مرغزار
  13. M1:1565 یاد یاران یار را میمون بودخاصه کان لیلی و این مجنون بود
  14. M1:1566 ای حریفانِ بت موزون خودمن قدحها می‌خورم پر خون خود
  15. M1:1567 یک قدح می‌ نوش کن بر یاد منگر نمی‌خواهی که بدهی داد من
  16. M1:1568 یا به یاد این فتادهٔ خاک‌بیزچونک خوردی جرعه‌ای بر خاک ریز
  17. M1:1569 ای عجب آن عهد و آن سوگند کووعده‌های آن لب چون قند کو
  18. M1:1570 گر فراق بنده از بدبندگی‌ستچون تو با بد، بد کنی پس فرق چیست؟
  19. M1:1571 ای بدی که تو کنی در خشم و جنگبا طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ
  20. M1:1572 ای جفای تو ز دولت خوب‌ترو انتقام تو ز جان محبوب‌تر
  21. M1:1573 نار تو اینست نورت چون بودماتم این، تا خود که سورت چون بود
  22. M1:1574 از حلاوتها که دارد جور تووز لطافت کس نیابد غور تو
  23. M1:1575 نالم و ترسم که او باور کندوز کرم آن جور را کمتر کند
  24. M1:1576 عاشقم بر قهر و بر لطفش بجدبوالعجب من عاشق این هر دو ضد
  25. M1:1577 والله ار زین خار در بستان شومهمچو بلبل زین سبب نالان شوم
  26. M1:1578 این عجب بلبل که بگشاید دهانتا خورد او خار را با گلستان
  27. M1:1579 این چه بلبل این نهنگ آتشیستجمله ناخوشها ز عشق او را خوشیست
  28. M1:1580 عاشق کلست و خود کلست اوعاشق خویشست و عشق خویش‌جو