Leer› Libro 3› Sección 30 ← anterior · siguiente →
بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام
Imran se une a la madre de Moisés, y la madre de Moisés (la paz sea con él) queda embarazada
- M3:878 شب برفت و او بر آن درگاه خفتنیمشب آمد پی دیدنش جفت
- M3:879 زن برو افتاد و بوسید آن لبشبر جهانیدش ز خواب اندر شبش
- M3:880 گشت بیدار او و زن را دید خوشبوسه باران کرده از لب بر لبش
- M3:881 گفت عمران این زمان چون آمدیگفت از شوق و قضای ایزدی
- M3:882 در کشیدش در کنار از مهر مردبر نیامد با خود آن دم در نبرد
- M3:883 جفت شد با او امانت را سپردپس بگفت ای زن نه این کاریست خرد
- M3:884 آهنی بر سنگ زد زاد آتشیآتشی از شاه و ملکش کینکشی
- M3:885 من چو ابرم تو زمین موسی نباتحق شه شطرنج و ما ماتیم مات
- M3:886 مات و بُرد از شاه میدان ای عروسآن مدان از ما مکن بر ما فسوس
- M3:887 آنچ این فرعون میترسد ازوهست شد این دم که گشتم جفت تو