Leer› Libro 4› Sección 116 ← anterior · siguiente →
بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقلِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ همچون روغن پنهانست
Explicación de que el espíritu animal, la razón parcial, la imaginación y la fantasía son como el suero, y el espíritu que permanece está oculto en este suero como la mantequilla
- M4:3026 جوهر صدقت خفی شد در دروغهمچو طعم روغن اندر طعم دوغ
- M4:3027 آن دروغت این تن فانی بودراستت آن جان ربانی بود
- M4:3028 سالها این دوغ تن پیدا و فاشروغن جان اندرو فانی و لاش
- M4:3029 تا فرستد حق رسولی بندهایدوغ را در خمره جنبانندهای
- M4:3030 تا بجنباند به هنجار و به فنتا بدانم من که پنهان بود من
- M4:3031 یا کلام بندهای کان جزو اوستدر رود در گوش او کاو وحیجوست
- M4:3032 اذن مؤمن وحی ما را واعی استآنچنان گوشی قرین داعی است
- M4:3033 همچنانکه گوش طفل از گفت مامپر شود ناطق شود او در کلام
- M4:3034 ور نباشد طفل را گوش رشدگفت مادر نشنود گنگی شود
- M4:3035 دایما هر کر اصلی گنگ بودناطق آنکس شد که از مادر شنود
- M4:3036 دانکه گوش کر و گنگ از آفتیستکه پذیرای دم و تعلیم نیست
- M4:3037 آنکه بیتعلیم بُد ناطق خداستکه صفات او ز علتها جداست
- M4:3038 یا چو آدم کرده تلقینش خدابیحجاب مادر و دایه و ازا
- M4:3039 یا مسیحی که به تعلیم ودوددر ولادت ناطق آمد در وجود
- M4:3040 از برای دفع تهمت در ولادکه نزادهست از زنا و از فساد
- M4:3041 جنبشی بایست اندر اجتهادتا که دوغ آن روغن از دل باز داد
- M4:3042 روغن اندر دوغ باشد چون عدمدوغ در هستی برآورده علم
- M4:3043 آنک هستت مینماید هست پوستوآنک فانی مینماید اصل اوست
- M4:3044 دوغ روغن ناگرفتست و کهنتا بنگزینی بنه خرجش مکن
- M4:3045 هین بگردانش به دانش دست دستتا نماید آنچ پنهان کرده است
- M4:3046 زآنکه این فانی دلیل باقی استلابهٔ مستان دلیل ساقی است