Leer Libro 5 Sección 110 ← anterior · siguiente →

بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش

El zorro vuelve por segunda vez al asno huido para engañarlo de nuevo

  1. M5:2597 پس بیامد زود روبه سوی خرگفت خر از چون تو یاری الحذر
  2. M5:2598 ناجوامردا چه کردم من تراکه به پیش اژدها بردی مرا
  3. M5:2599 موجب کین تو با جانم چه بودغیر خبث جوهر تو ای عنود
  4. M5:2600 هم‌چو کزدم کو گزد پای فتینارسیده از وی او را زحمتی
  5. M5:2601 یا چو دیوی کو عدوی جان ماستنارسیده زحمتش از ما و کاست
  6. M5:2602 بلک طبعا خصم جان آدمیستاز هلاک آدمی در خرمیست
  7. M5:2603 از پی هر آدمی او نسکلدخو و طبع زشت خود او کی هلد
  8. M5:2604 زانک خبث ذات او بی‌موجبیهست سوی ظلم و عدوان جاذبی
  9. M5:2605 هر زمان خواند ترا تا خرگهیکه در اندازد ترا اندر چهی
  10. M5:2606 که فلان جا حوض آبست و عیونتا در اندازد به حوضت سرنگون
  11. M5:2607 آدمی را با همه وحی و نظراندر افکند آن لعین در شور و شر
  12. M5:2608 بی‌گناهی بی‌گزند سابقیکه رسد او را ز آدم ناحقی
  13. M5:2609 گفت روبه آن طلسم سحر بودکه ترا در چشم آن شیری نمود
  14. M5:2610 ورنه من از تو به تن مسکین‌ترمکه شب و روز اندر آنجا می‌چرم
  15. M5:2611 گرنه زان گونه طلسمی ساختیهر شکم‌خواری بدانجا تاختی
  16. M5:2612 یک جهان بی‌نوا پر پیل و ارجبی‌طلسمی کی بماندی سبز مرج
  17. M5:2613 من ترا خود خواستم گفتن به درسکه چنان هولی اگر بینی مترس
  18. M5:2614 لیک رفت از یاد علم آموزیتکه بدم مستغرق دلسوزیت
  19. M5:2615 دیدمت در جوع کلب و بی‌نوامی‌شتابیدم که آیی تا دوا
  20. M5:2616 ورنه با تو گفتمی شرح طلسمکه آن خیالی می‌نماید نیست جسم