Leer› Libro 5› Sección 90 ← anterior · siguiente →
بخش ۹۰ - نوبت جستن رسیدن به نصوح و آواز آمدن که همه را جستیم نصوح را بجویید و بیهوش شدن نصوح از آن هیبت و گشاده شدن کار بعد از نهایت بستگی کماکان یقول رسول الله صلی الله علیه و سلم اذا اصابه مرض او هم اشتدی ازمة تنفرجی
Llegó el turno de la búsqueda a Nasuh, y se oyó una voz: "Hemos buscado a todos, busquen a Nasuh". Y Nasuh se desmayó por esa majestad, y la dificultad se resolvió después de la máxima opresión, como solía decir el Mensajero de Dios (la paz y bendiciones sean con él): "Cuando lo afectaba una enfermedad o preocupación, decía: ¡Oh, gran estrechez, ensánchate!"
- M5:2271 جمله را جستیم پیش آی ای نصوحگشت بیهوش آن زمان پرید روح
- M5:2272 همچو دیوار شکسته در فتادهوش و عقلش رفت شد او چون جماد
- M5:2273 چونک هوشش رفت از تن بیامانسر او با حق بپیوست آن زمان
- M5:2274 چون تهی گشت و وجود او نماندباز جانش را خدا در پیش خواند
- M5:2275 چون شکست آن کشتی او بیمراددر کنار رحمت دریا فتاد
- M5:2276 جان به حق پیوست چون بیهوش شدموج رحمت آن زمان در جوش شد
- M5:2277 چون که جانش وا رهید از ننگ تنرفت شادان پیش اصل خویشتن
- M5:2278 جان چو باز و تن مرورا کندهایپای بسته پر شکسته بندهای
- M5:2279 چونک هوشش رفت و پایش بر گشادمیپرد آن باز سوی کیقباد
- M5:2280 چونک دریاهای رحمت جوش کردسنگها هم آب حیوان نوش کرد
- M5:2281 ذرهٔ لاغر شگرف و زفت شدفرش خاکی اطلس و زربفت شد
- M5:2282 مردهٔ صدساله بیرون شد ز گوردیو ملعون شد به خوبی رشک حور
- M5:2283 این همه روی زمین سرسبز شدچوب خشک اشکوفه کرد و نغز شد
- M5:2284 گرگ با بره حریف می شدهناامیدان خوشرگ و خوش پی شده