Leer Libro 6 Sección 121 ← anterior · siguiente →

بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد او حاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ و قوله تعالی سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً و قوله علیه‌السلام اشتدّی ازمّة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا

La llegada de aquel hombre a Egipto y su salida de noche por la calle para buscar comida y mendigar, y la captura por parte de la guardia, y la obtención de su deseo por parte de la guardia después de recibir muchas heridas. 'Y puede que odiéis algo y sea bueno para vosotros', y la palabra de Dios Todopoderoso: 'Dios, después de una dificultad, pondrá facilidad', y la palabra del Profeta (la paz sea con él): 'Las dificultades se intensificarán, pero se aliviarán', y todo el Corán y los libros revelados confirman esto.

  1. M6:4252 ناگهانی خود عسس او را گرفتمشت و چوبش زد ز صفرا  ناشکفت
  2. M6:4253 اتفاقا اندر آن شب‌های تاردیده بُد مردم ز شب‌دزدان ضرار
  3. M6:4254 بود شب‌های مخوف و منتحسپس به جد می‌جست دزدان را عسس
  4. M6:4255 تا خلیفه گفت که ببرید دستهر که شب گردد وگر خویشِ منست
  5. M6:4256 بر عسس کرده ملک تهدید و بیمکه چرا باشید بر دزدان رحیم
  6. M6:4257 عشوه‌شان را از چه رو باور کنیدیا چرا زیشان قبول زر کنید
  7. M6:4258 رحم بر دزدان و هر منحوس‌دستبر ضعیفان ضربت و بی‌رحمیَست
  8. M6:4259 هین ز رنج خاص مَسکل ز انتقامرنج او کم بین ، ببین تو رنج عام
  9. M6:4260 اصبع ملدوغ بُر ، در دفع شردر تعدی و هلاک تن نگر
  10. M6:4261 اتفاقا اندر آن ایام دزدگشته بود انبوه پخته و خام دزد
  11. M6:4262 در چنین وقتش بدید و سخت زدچوب‌ها و زخمهای بی‌عدد
  12. M6:4263 نعره و فریاد زان درویش خاستکه مزن تا من بگویم حال راست
  13. M6:4264 گفت اینک دادمت مهلت بگوتا به شب چون آمدی بیرون به کو
  14. M6:4265 تو نه‌ای زینجا غریب و منکریراستی گو تا به چه مکر اندری
  15. M6:4266 اهل دیوان بر عسس طعنه زدندکه چرا دزدان کنون انبُه شدند
  16. M6:4267 انبهی از تست و از امثال تستوا نما یاران زشتت را نخست
  17. M6:4268 ورنه کین جمله را از تو کشمتا شود آمن زر هر محتشم
  18. M6:4269 گفت او از بعد سوگندان پرکه نیم من خانه‌سوز و کیسه‌بر
  19. M6:4270 من نه مرد دزدی و بیدادیممن غریب مصرم و بغدادیم