خواندن› دفتر ۱› بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری› بیت ۳۶۴
M1:364 — کرد با وی شاه آن کاری که گفت / خلق حیران مانده زان مِکرِ نهفت
M1:364
شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط شدهٔ مثنوی وی
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: پادشاه همان کاری را که [وزیر] گفته بود، با او انجام داد؛ مردم از آن فریب پنهان در شگفتی ماندند. معنا: پادشاه با فریبکاری، وزیر را تبعید کرد تا او بتواند اعتماد مسیحیان را جلب کند، و مردم از این نیرنگ پنهان شده مات و مبهوت شدند.
شرح
این بیت اوج عملی شدن نقشهای پیچیده و فریبنده است. پادشاه، دقیقاً همان «مکر»ی را که وزیر حیلهگرش پیشنهاد داده بود، اجرا میکند. در ظاهر، این اقدام طرد و تبعید وزیر است، اما در باطن، یک نمایش حسابشده برای جلب اعتماد مسیحیان و گمراه کردن آنان. «مِکرِ نهفت» یعنی نیرنگی که پنهان است، و در اینجا پنهان ماندنِ ماهیت حقیقیِ عمل پادشاه، برای موفقیت نقشه حیاتی است. این بیت نه تنها از اجرای موفقیتآمیز این مکر خبر میدهد، بلکه تأکید میکند که این فریب چنان استادانه بود که «خلق حیران مانده»، یعنی تودهی مردم، از آن مات و مبهوت شدند و نتوانستند حقیقتِ پشتِ پرده را دریابند.
واژهی «مکر» در ادبیات عرفانی و حتی قرآنی، همیشه بار معنایی منفی ندارد. مکر، در ذات خود، به معنای استفاده از ابزارها و روشهای پیچیده برای رسیدن به یک هدف است؛ خوب یا بد بودن آن کاملاً وابسته به هدف نهایی است. در این داستان، هدف وزیر نه تنها فریب، بلکه گمراه کردن مردم از دینشان بود، از این رو مکر او زشت و مذموم است. اما وقتی از «مکر الله» سخن میگوییم، به هوشمندی و تدبیر الهی اشاره داریم که پاسخی به مکر بدکاران است. در اینجا، مکر وزیر ابزاری برای رسیدن به اهداف نادرست و ویرانگر است، ابزاری که با ظاهرسازی و تظاهر به زهد و ایثار درهم آمیخته.
مولانا از این حکایت نه فقط برای نقل یک واقعه، بلکه برای بیان حقیقتی عمیقتر بهره میبرد: دامها و فریبهای جهان و نفس اماره. او میگوید «صد هزاران دام و دانهست ای خدا»، و انسان همواره در معرض این فریبهاست. حیرت مردم از «مکرِ نهفت»، نمادی است از غفلت ما از دامهایی که نفس و دنیا برایمان میگسترند. همانگونه که صحابه پیامبر از ایشان میپرسیدند چگونه میتوان از «مکر نفس غول» آگاه شد؛ آنان به دنبال شناخت دامها بودند، نه صرفاً ثوابها. این داستان، هشداری است به بیداری و هوشیاری در برابر ظواهر فریبنده، چه در سطح اجتماع و چه در اعماق روان خودمان.
نکات کلیدی
- مکر (حیله) ذاتاً خوب یا بد نیست؛ اخلاقی بودن آن به قصد و هدف وابسته است.
- فریب پنهان (مکر نهفت) یکی از خطرناکترین دامهاست، زیرا قدرت تشخیص را از مردم میگیرد.
- حیرت مردم از مکر پنهان نمادی از غفلت انسان از دامهای نفس و دنیاست.
- این داستان هشداری است برای هوشیاری در برابر ظواهر فریبنده و نفوذ مکارانه در باورها.
- مولانا از این حکایت برای ترسیم دامهای کلی هستی و مکاری نفس اماره استفاده میکند.
Sources: d1-s29 · 59:53 d1-s29 · 01:01:29 d1-s29 · 01:04:58 d1-s29 · 01:05:56 d1-s29 · 01:07:14 d1-s29 · 01:23:00
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: The king carried out with him the task he had commanded, / The people remained astonished by that hidden stratagem. Meaning: The king executed the cunning minister's plan, publicly exiling him to gain the Christians' trust, leaving the populace bewildered by the hidden deception.
Explanation
This verse marks the climax of a complex and deceptive scheme. The king executes precisely the 'stratagem' (makr) that his cunning minister had proposed. Ostensibly, this act is the expulsion and banishment of the minister, but in reality, it is an elaborate performance designed to win the trust of the Christians and ultimately lead them astray. 'Makr-i Nihuft' signifies a hidden ruse, and its concealment is vital for the plan's success. The verse not only proclaims the successful execution of this stratagem but also emphasizes that the deception was so masterful that 'the populace remained astonished,' meaning the general public (in this case, the Christians) were bewildered and utterly failed to grasp its true nature.
It is imperative to note that in mystical and even Quranic literature, the term 'makr' does not invariably carry a negative connotation. 'Makr', at its core, denotes the employment of intricate tools and methods to achieve a goal; its moral valence is entirely contingent upon the ultimate objective. In this narrative, the minister's aim was not merely to deceive but to misguide people from their faith, thus rendering his 'makr' ugly and reprehensible. However, when we speak of 'Makr Allah' (God's stratagem), we refer to divine wisdom and providence that responds to the machinations of evildoers. Here, the minister's 'makr' is a tool for achieving false and destructive ends, a tool intricately woven with outward piety and feigned devotion.
Mawlana employs this tale not merely as a historical anecdote (the veracity of which is uncertain) but to articulate a deeper truth: the traps and deceptions of the world and the commanding ego (nafs-i ammāra). He asserts, 'O God, there are hundreds of thousands of traps and baits,' and humanity is perpetually exposed to these deceptions. The astonishment of the people at the 'hidden stratagem' symbolizes our heedlessness towards the snares that the ego and the world set for us. Just as the Prophet's companions sought his guidance on how to discern the 'makr of the ghoul-like ego' — they yearned to recognize the traps, not merely the rewards — this story serves as a profound warning for vigilance against deceptive appearances, both in society and within the depths of our own souls.
Key takeaways
- Makr (stratagem) is morally neutral; its ethical value depends entirely on its intent and goal.
- Hidden deception (makr-i nihuft) is one of the most perilous traps, as it disarms discernment.
- The people's astonishment at the hidden ruse symbolizes humanity's unawareness of the ego's and world's snares.
- This narrative serves as a warning for vigilance against deceptive appearances and manipulative infiltration of beliefs.
- Mawlana uses this story to illustrate universal existential traps and the cunning of the commanding ego.
Sources: d1-s29 · 59:53 d1-s29 · 01:01:29 d1-s29 · 01:04:58 d1-s29 · 01:05:56 d1-s29 · 01:07:14 d1-s29 · 01:23:00
به زبانِ تو — AI
国王施展骗术,将大臣流放,以博取基督徒的信任,而民众对这隐藏的阴谋感到困惑与震惊。
这句诗是一个复杂而具欺骗性的计划达到高潮的标志。国王精确地执行了他的狡猾大臣所提议的“诡计”(makr)。表面上,这是对大臣的驱逐和流放,但实际上,这是一场精心策划的表演,旨在赢得基督徒的信任,并最终将他们引入歧途。“隐秘的诡计”(mِkr-i nihuft)指一个被隐藏的计谋,而在此处,国王行为的真实性质被掩盖,这对计划的成功至关重要。这句诗不仅宣告了此计的成功实施,更强调其欺骗性是如此高明,以至于“众人惊诧莫名”,即普通民众完全被迷惑,未能看透幕后的真相。
值得注意的是,在苏菲神秘主义乃至《古兰经》的文学中,“诡计”(makr)一词并非总是带有负面含义。它的核心意义是运用复杂的手段和方法来达成某个目标;其道德属性完全取决于最终的目的。在这个故事中,大臣的目标不仅仅是欺骗,更是要引导人们偏离自己的信仰,因此他的“诡计”是丑陋和应受谴责的。然而,当我们谈到“安拉的诡计”(Makr Allah)时,我们指的是神圣的智慧与天意,用以回应作恶者的阴谋。在此处,大臣的“诡计”是实现错误和破坏性目的的工具,一个与虚伪的虔诚和伪装的奉献交织在一起的工具。
鲁米运用这个故事,并非仅仅为了叙述一个事件,而是为了阐明一个更深刻的真理:尘世与“命令的自我”(nafs-i ammāra,即低我、肉身之我)所设下的陷阱与骗局。他说:“主啊,世间有成千上万的陷阱与诱饵”,而人总是暴露在这些欺骗之下。民众对“隐秘的诡计”感到震惊,象征着我们对于“自我”与尘世为我们布下的罗网的浑然不觉。正如先知的同伴们曾请教他如何才能识破“如食尸鬼般的自我的诡计”——他们渴望认识陷阱,而不仅仅是获得奖赏——这个故事深刻地警示我们,无论是在社会层面还是在我们灵魂的深处,都要对欺骗性的表象保持警惕。
- مِکرِ نهفت
- 一个波斯语词组,意为“隐藏的诡计”或“秘密的计谋”。它描述了一种其真实意图被巧妙掩盖的欺骗性计划。
- خلق
- 阿拉伯语借词,意为“创造物”,常指“人民”、“民众”或“百姓”。在此处,它指的是故事中被蒙蔽的普通大众。
پادشاه نقشۀ فریبکارانۀ وزیر را اجرا کرد و او را در ظاهر تبعید نمود، و مردم از این حیلهٔ پنهانی مات و مبهوت شدند.
این بیت، نقطه اوج اجرای یک نقشهٔ پیچیده و فریبنده است. پادشاه دقیقاً همان «مکر» یا حیلهای را که وزیرش پیشنهاد داده بود، عملی میکند. در ظاهر، این کار به شکل طرد و تبعید وزیر جلوه میکند، اما در باطن، نمایشی حسابشده برای جلب اعتماد مسیحیان و گمراه کردن آنان است. «مکرِ نهفت» به معنای نیرنگی پنهان است و پنهان ماندن حقیقت ماجرا برای موفقیت نقشه، امری حیاتی است. این بیت نه تنها از اجرای موفقیتآمیز این فریب خبر میدهد، بلکه تأکید میکند که این نیرنگ چنان استادانه بود که «خلق حیران مانده»، یعنی تودهٔ مردم، از آن شگفتزده شدند و نتوانستند حقیقت پشت پرده را درک کنند.
واژهٔ «مکر» در ادبیات عرفانی و قرآنی، همیشه بار معنایی منفی ندارد. مکر در اصل به معنای به کار بردن ابزارها و روشهای پیچیده برای رسیدن به یک هدف است و خوب یا بد بودن آن به هدف نهایی بستگی دارد. در این داستان، هدف وزیر گمراه کردن مردم از دینشان بود، پس مکر او زشت و ناپسند است. اما وقتی از «مکر الله» سخن به میان میآید، به تدبیر و حکمت الهی اشاره دارد که پاسخی به مکر بدکاران است. در اینجا، مکر وزیر ابزاری برای رسیدن به اهدافی ویرانگر است که با ظاهرسازی و تظاهر به پارسایی آمیخته شده.
مولانا از این حکایت برای بیان حقیقتی عمیقتر بهره میبرد: دامها و فریبهای جهان و نفس اماره. او میگوید «صد هزاران دام و دانهست ای خدا» و انسان همواره در معرض این فریبهاست. حیرت مردم از «مکرِ نهفت»، نمادی از غفلت ما از دامهایی است که نفس و دنیا برایمان میگسترانند. این داستان هشداری است برای بیداری و هوشیاری در برابر ظواهر فریبنده، چه در سطح جامعه و چه در اعماق روان خودمان.
- مِکرِ نهفت
- نیرنگ و حیلهٔ پنهان
- خلق
- مردم، تودهٔ مردم
- زان
- مخفف «از آن»
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.