خواندن› دفتر ۴› بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت› بیت ۱۴۰۴
M4:1404 — عشق چون کشتی بود بهر خواص / کم بود آفت بود اغلب خلاص
M4:1404
شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط شدهٔ مثنوی وی
شرح
جلسهٔ 25 — [00:41:53] زیرکی همچون شناگری و عشق همچون کشتی
مثال میزنه. میگه زیرکی مثل شناگری میمونه. شناگری در بحار، در دریاها. کمتر نجات پیدا میکنه. نهایتاً غرق میشه. آدمی که دل به دریا میزنه، تن به آب میزنه و میخواد یک اقیانوس رو بپیماید، غرور او رو گرفته و بر بازوی خودش، بر فن شناگری خودش تکیه میکند، این شخص زیرک شناگر ماهر:
جلسهٔ 25 — [00:41:53] زیرکی همچون شناگری و عشق همچون کشتی
کمتر اتفاق میافته که نجات پیدا کنه. نهایتاً غرق میشه، هلاک میشه. ولی:
عشق و یا حیرانی که همزاد اوست، مثل کشتی میمونه. در کشتی هم شما بنشینید ممکنه آفتی به شما بخورد ولی کمتر این چنین است. چیه؟
جلسهٔ 25 — [00:45:17] داستان پسر نوح و غرور زیرکی
به زبانِ تو — AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.