خواندن› دفتر ۴› بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان› بیت ۲۱۰۴
M4:2104 — چون وصیّت کرد آن آزادمرد / هر مریدی کاردی آماده کرد
چون وصیّت کرد آن آزادمردهر مریدی کاردی آماده کرد
✦ ارائه این بیت به your language
M4:2104
❋ ❋ ❋
شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط شدهٔ مثنوی وی
عبدالکریم سروش
از درسگفتارهای مثنوی
شرح
جلسهٔ 08 — [00:53:46] مولانا و رسیدن به لبه بام راز
گفت بله خدا که جسم نیست، ولی من جسم دارم. اگر یه دفعه دیگه این حرفو زدم شما منو بکشید. من مهدورالدمم و واجبالقتلم.
اینا هم رفتن و یه کاردی حاضر کردن، گذاشتن تو جیبشون و اومدند و در مجلس بایزید نشستند که ببینن اگه دیگه از این حرفا میزنه، پاره پارهش کنن.
❋
به زبانِ تو — AI
❋
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.