خواندن دفتر ۴ بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد بیت ۲۶۷

M4:267 — یک برادر داشت آن دباغ زفت / گربز و دانا بیامد زود تفت

یک برادر داشت آن دباغ زفتگربز و دانا بیامد زود تفت
✦ ارائه این بیت به your language

M4:267

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.