خواندن دفتر ۴ بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست بیت ۳۲۵۱

M4:3251 — با پدر از تو جفایی می‌رود / آن پدر در چشم تو سگ می‌شود

با پدر از تو جفایی می‌رودآن پدر در چشم تو سگ می‌شود
✦ ارائه این بیت به your language

M4:3251

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.