خواندن دفتر ۴ بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره بیت ۳۷۲۳

M4:3723 — صورت آمد چون لباس و چون عصا / جز به عقل و جان نجنبد نقشها

صورت آمد چون لباس و چون عصاجز به عقل و جان نجنبد نقشها
✦ ارائه این بیت به your language

M4:3723

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.