خواندن دفتر ۴ بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره بیت ۳۷۳۶

M4:3736 — غافلان را کوههای برف دان / تا نسوزد پرده‌های عاقلان

غافلان را کوههای برف دانتا نسوزد پرده‌های عاقلان
✦ ارائه این بیت به your language

M4:3736

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.